سه شنبه 24 تیر1393

قطاري به مقصد خدا

                              

                                                         

 

      قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لحظه ای در ايستگاه دنيا توقف كرد

 

و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:

مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟

كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟

كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟

   ۱-قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدند

           از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

            در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد

            قطار مي گذشت و سبك مي شد ،

                     زيرا سبكي قانون راه خداست .

  ۲-قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد .

پيامبر گفت اينجا بهشت است .

مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .

   ۳-ا ما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و

             بهشت جا ماند.

     آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :

             درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ،

             در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .

و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .

                           

                                           

نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:28 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 24 تیر1393

مغازه مشر و ب فر و شی

 
زمان  شاه  وارد  یک مشر و ب  فر و شی شد م
خاطره جالب شیخ حسین انصاریان
      شیخ حسین انصاریان می فرماید:یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین 
 عبا و عمامه! دیدم سر تمام میزها مشروب است، یک عده‌ای مشغول نوشیدن و یک عده‌ای مستند.صاحب کافه گفت: آقا اشتباه آمده‌اید!
      گفتم: نه برادر، اشتباه نیامده‌ام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان کافه نیست؟ گفت : چرا ! گفتم: پس من درست آمدم.


     ۱-  گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام! آن زمان هم من سی و سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه می‌خواهم به تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم: یهودی هستی: گفت : نه! مسیحی هستی؟ گفت: نه! مسلمانم! گفتم: سنی هستی؟ گفت: نه شیعه هستم!

        گفتم : پس می‌توانم آن یک کلمه را به تو بگویم! گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا می‌کنم که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا می‌کنم
      ۲-  گفتم: تو که از شصت سال گذشتی  چه می کنی؟ گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!. گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند. همه را بیرون کرد. با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم.
      ۳- رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من می‌خرم! بعد هم دیگر چلوکبابی شد!.
نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 16 تیر1393

اخلاق حرفه‌اي؛

اخلاق حرفه‌اي؛ ضرورتي براي سازمان

علي‌نقي اميري* / محمد همتي** / مهدي مبيني***

چکيده

يکي از عمده‌ترين دغدغه‌هاي مديران کارآمد در سطوح مختلف، چگونگي ايجاد بسترهاي مناسب براي عوامل انساني شاغل در تمام حرفه‌هاست تا آنها با حس مسئوليت و تعهد کامل به مسائل جامعه و حرفة خود بپردازند و اصول اخلاقي حاکم بر شغل و حرفة خود را رعايت کنند. اين مقاله بر آن است تا به مفهوم اخلاق حرفه‌اي و اهميت و ابعاد گوناگون آن و نياز جوامع امروز به اخلاق بپردازد. همچنين به ويژگي‌هاي افراد داراي اخلاق حرفه‌اي مانند احساس مسئوليت، برتري‌جويي و رقابت‌طلبي، صادق‌بودن، احترام و تکريم ديگران، رعايت ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي، عدالت و انصاف، همدردي با ديگران و وفاداري اشاره مي‌شود. در ادامه، با اشاره به عوامل پايه‌اي اخلاق حرفه‌اي، چگونگي اشاعه و ترويج آن در جهت توسعه سازماني بيان مي‌شود.

كليد واژه‌ها: اخلاق، اخلاق حرفه‌اي، تلويحي‌نگري.

                                   http://marefateakhlagi.nashriyat.ir/node/35                                                                

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید فرجی در 18:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 9 تیر1393

پخش دعاهای ۳۰روز ماه مبارک رمضان === با شر ح ایت الله مجتهدی:

       فرا رسیدن ماه مبارک ماه بندگی و عبودیت خدا مبارک باد

 

                                            یا اباالفضل مددی

         دعای روز های ماه مبارک رمضان

         پخش دعاهای ۳۰روز ماه مبارک رمضان 

                                                     

     شرح دعاهای روزانه ماه رمضان 

        آیت الله مجتهدی

نوشته شده توسط حمید فرجی در 19:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 خرداد1393

حجاب افتخارزن مسلمان وموشک هسته ای درقلب سیاه دشمنان(2)

                                                                                                    بطور کلی لباس و پوشش اسلامی چه در رفت وآمدهای بیرون از منزل، و چه داخل منزل در بین محارم و بین همجنس و چه در دانشگاه و چه در مراسم رسمی، در سفر و حضر برای مرد و زن و پیر و جوان در حضور غیر همسر باید بر اساس وقار و حیا و مراعات حیا باشد که در جوامع اسلامی نظر به سفارش‌های بسیار و تشویقات اکیده که در موضوع حیا شده است، مسلمان‌ها همه بر حسب تربیت اسلامی و محیط اسلامی، مصادیق آن را می‌شناختند و به حفظ آن اهمیت می‌دادند، باید در لباس نیز استقلال و شخصیّت اسلامی ظاهر باشد و تقلید از بیگانگان حتی در بعض مراسم و اعطای امتیازات و جوایز نباشد.
هویت اسلامی در هر مورد و برنامه باید ظاهر گردد؛ مانند کنار گذاشتن کراوات بر اثر انقلاب‌ اگر چه به ظاهر چیز مهمّی نیست ولی دارای معنایی با اهمیت و اعلام موجودیت و هویت است؛ بنابراین، پوشش‌های فعلی که روز به روز در جامعه مسلمانان بر اثر تقلید از بیگانگان، رایج و هویّت اسلامی ما را خدشه‌دار می‌نماید و پوشش‌هایی که وضع اندام را در معرض دید دیگران قرار می‌دهد، لباس حیا نیست و مسلمان با حیا، در پوشیدن آن شرم می‌کند.
البته فرهنگ‌های غربی که حتی روابط نامشروع زن و مرد را عیب نمی‌گیرند یا مهم نمی‌شمارند و شنایع دیگر را مجاز و قانونی کرده‌اند بسیاری از سنن و اخلاقیات زن مسلمان را در حفظ عفّت و شرف خود، خلاف آزادی او می‌دانند؛ امّا زن مسلمان و تعلیمات اسلامی، ‌آن فرهنگ را محکوم و مبتذل و دون شأن زن و انسان می‌دانند. شخصیت زن مسلمان را نمی‌توان با این نگرش‌های حیوانی زیر سؤال برد.
باید خواهران با فضیلت که بر جوانب متعدد حیات زن و سیاست‌هایی که همیشه برای تغییر هویت اسلامی ‌بانوان و در نتیجه تغییر هویت اسلامی‌ کل جامعه وجود داشته، احاطه و آگاهی یابند و بتوانند تعهد خود را با سنن اسلامی، ‌بیش از پیش استحکام بخشند و خود را در برابر تبلیغات سوء، مصونیت داده و بیمه نمایند.» 

                                                                                               آیت‌الله صافی‌گلپایگانی

نوشته شده توسط حمید فرجی در 19:15 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 13 خرداد1393

حجاب افتخارزن مسلمان وموشک هسته ای درقلب سیاه دشمنان(1)

               

 

 

آیت‌الله صافی‌گلپایگانی در نوشتاری به مناسبت 17 دی سالروز کشف حجاب گفت: سزاوار نیست و دور از انتظار است بانوی مسلمان، در غرب و قلب اروپا بر حفظ حجاب اسلامی آن‌گونه در برابر فشارهای دولت‌های آنها مقاومت کند، ولی در کشور اسلامی عزیز ما ایران، ترک چادر رایج شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، متن نوشتار این مرجع تقلید بدین شرح است: «رکن، اساس و پایه‌ای که بانوان مسلمان در جهان به آن ممتاز هستند و کرامت و شرافتی که به آن افتخار می‌نمایند، رکن قویم و اصیل حجاب است؛ همان اصلی که دشمنان اسلام به اهمیت آن تا آنجا پی‌ برده‌اند که یکی از نخست‌وزیران اسبق انگلستان در نطقی به صراحت می‌گوید: "مادامی که کعبه، قرآن و حجاب در جوامع اسلامی باشد، ما نمی‌توانیم سیادت و آقایی خود را داشته باشیم. باید قرآن را بسوزانیم، کعبه را از بین ببریم (که وهابیت را برای رسیدن به همین هدف به عربستان آوردند) و عفّت و حجاب را از بانوان مسلمان بگیریم." از همین رو امان ‌الله خان را در افغانستان آوردند که مردم افغانستان مجالی برای پیاده‌کردن نقشه‌های استعماری به وی ندادند. کمال آتاتورک در ترکیه روی کار آمد که منجر به حکومتی سکولار شد و در ایران نیز رضاخان را علم کردند تا ریشه دین را از جوامع اسلامی بخشکاند؛ اما پس از یک‌صد و پنجاه سال، تلاش سیاست‌های استعماری در حجاب‌زدایی ناکام ماند و با این‌که در کشورهایی مثل ترکیه، افغانستان و ایران، عوامل مزدور و بی‌سواد و فاقد غیرت، مثل رضاخان و مصطفی کمال و امان ‌الله ‌خان را برانگیختند و به قوه قهر و کشتار و حبس و زور و ارتکاب جنایات بسیار، به میدان جنگ با حجاب اسلام آمدند، در برابر استقامت مسلمانان شکست خوردند و خودشان از صفحه‌های ظلم و جنایت به دار البوار جهنم شتافتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حمید فرجی در 19:11 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 4 خرداد1393

مادرفقط زمانی گریه کن که مردان ماغیرت وزنان ماعفت رافراموش کنند

                 
نوشته شده توسط حمید فرجی در 20:13 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 8 اردیبهشت1393

ارزش حجاب دراسلام عزیزومفاسدبدحجابی


   

 

 
بعضی افراد بد حجابی را تمدن می‌دانند و پوشش را املی فكر می‌كنند

قرآن می‌فرماید: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏» (احزاب/33)

كسی كه خودش را آرایش می‌كند در خیابان می‌آورد، یعنی مردم حراج شدم

اسلام می‌گوید: خانم تو حراج نیستی!

هركس می‌خواهد به تو نگاه كند، باید میلیون‌ها تومان صرف كند!

خانه تهیه كند آبش، گازش، برقش، تلفنش، اگر نوكر تو شد، حق دارد به تو یك
نگاهی بكند!

وگرنه به هر جوان هرزه‌ای خودت را عرضه كنی، این حراج كردن است!!
نوشته شده توسط حمید فرجی در 19:50 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 27 فروردین1393

به بلوغ جنسی رسیده ولی امکان ازدواج ندارم چکنم؟

 

    منبع: www.simadownload.com

کسی که به بلوغ جنسی رسیده ولی امکان ازدواج نداشته باشد،

 به نظر چند راه کار برای پیشگیری از طغیان شهوت وجود دارد، 

تا فرد در فضای گناه قرارنگیرد و بر خود مسلط گردد:

1. با توجه به وضعیت جسمانی خود، هقته ای دو روز (دوشنبه و پنجشنبه) روزه بگیرد، اگر برای او سخت است، ماهی سه روز (پنجشنبه اول، آخرماه و چهارشنبه وسط ماه) را روزه بگیرد که فقهاء بزرگوار در رساله های عملیّه خود به آن توصیه فرموده اند.
2. پرخوری نکند، قبل از سیر شدن از طعام دست بکشد و تا گرسنه نشود غذا تناول نکند. 
3. از خرده خوری بین روز اجتناب کند، پس آجیل خوری نکند.
4. از خوردن غذای معطّر، متنوع و ... پرهیز کند؛ اگر بتواند، تناول غذای خود را به جای سه وعده، به دو وعده¬ی صبح (حدود ساعت 9) و عصر (ساعت 4 یا 5) تقلیل دهد، مناسب تر است.
5. لباس تنگ و چسبان نپوشد.
6. وقتی برای استحمام می رود لباس زیرین خود را از تن در نیاورد، چرا که لخت و عریانی کراهت دارد.
7. از دیدن عکس های مبتذل و غیرمحارم و به ویژه جنس مخالف پرهیز کند، بنابراین، از چشمان خود مواظبت کند، مبادا به چشم چرانی افتد.
8. از گفتن و یا شنیدن جک و فکاهی های جنسی حذر کند.
9. از مجالسی که در آن از این گونه مسائل سخن گفته می شود، پرهیز کند.
10. از حضور در مجالس لهو و لعب (غنا و موسیقی) امتناع ورزد. 
11. از اختلاط با زنان و یا مجالسی که مرد و زن بی مبالات هستند، اجتناب کند.
12. هرگز بی کار نباشد و به اشتغال بپردازد. چنان که از اهل بیت (علیهم السلام) روایت شده که: «إنَّ اللهَ یُبغِضُ الشَّابَّ الفَارِغِ» خداوند از جوان بی کار به خشم می آید.
13. به ورزش های عرق گیر بپردازد. مانند: کوه نوردی، صخره نوردی، دو و میدانی، بسکتبال، دوچرخه سواری و ...
14. به معنویت و امور روحانی توجّه بیشتری داشته باشد.

                                   http://aghatehrani.com/data.asp?Id=837

نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:16 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 13 آبان1389

فیلترشکن دائمی که هیچ سروری قادربه قطع آن نمی باشد.

 

                                               

                 پسرا ، دخترا یک مژده به همتون

  از حالا میتوانیدازفیلترشکن های مااستفاده کنید .

 

لازم به توضیح است این فیلترشکن  ها دائمی بوده و هیچ سروری قادربه قطع آن و فیلترش نمی باشد.

      1- نماز: فکر می کنم بهترین فیلتر شکن دنیا باشه که خود خدا هم  زیر این فیلتر شکن روامضا و مهر کرده ...باور نداری این آیه اش " ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/44"

      2- ماه مبارک رمضان: این سری از فیلتر شکن ها مدت زمان طولانی برای شما کاربرد دارد و حتی باعث می شود  ویرو س هایی که با گناه وارد  وجود خود کرده اید قتل عام کند .

      3- قرآن :  فقط برای فیلتر شکن بگو یم که نظیرش اصلا وجود ندارد. همه متخصصین فیلتر شکنی(پیامبران) جلوی این کلام الهی زانو می زنند ...برای اثر کردنش اول قدم خواندنش و بعد فهمیدن و پله آخر عمل کردن به آن است.

      4- محبت اهل بیت: متاسفانه این نسخه از فیلتر شکن ها همه جا پخش نشده و به گفته صاحبان این فیلتر شکن ها این نسخه برای کسانی است که واقعا به ما(اهلبیت ) اعتقاد داشته و پیرو ما باشند.

      5 - اذکار: این ذکر باید توسط متخصصان آن  تجو یز بشو د.

        اخطار اخطار : در مورد این فیلتر شکن باید بگو یم نسخه های تقلبی زیادی وجود دارد مواظب باشید

***دلیل فیلتر شدن***

     ۱- وقتی انسانی گناه می کند به دلیل جهلش به ازای هر قدمی که از خدا دور می شود این فیلتر ها بر چشمانش  ،گوش هایش وقلبش  سیطره می یابد.

     ۲-هرگاه کسی دچار این گناهان شد اگر به یکی از این فیلتر شکن ها وصل شو د ان شاءالله به صراط مستقیم الهی  کشیده می شو د.

                        

نوشته شده توسط حمید فرجی در 8:25 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 12 مهر1389

اگر تلاش صادقانه کردی خدا میشود مربی تو

             

آیت الله بهجت:

همان یقینیات را که برایت گناه است روی آن کار کن

 بعد اگر تلاش صادقانه کردی خدا میشود مربی تو.

وخدا همه چیز را یادت می دهد و

نور برایت قرار می دهد خدا بواسطه آن نور مسیرهای

 بعدی را نشان می دهد

اگر گناه کنی جلوی فهم را میگیرد ونور نمی آید

واگر ترک گناه کنی فهم نور می گیرد.

نوشته شده توسط حمید فرجی در 5:27 |  لینک ثابت   • 

جمعه 5 شهریور1389

وقتی دلت برا خدا تنگ شد

     ۱- وقتی دلت برا خدا تنگ شد یا به دردسری افتادی ،

      دو رکعت نماز بخون و به خالق مهربان وصل شو .


 

۲-     اگر خبر خوشی بهت رسید ویا از نعمتی خوشحال شدی ، با خدا خلوت کن ،

      یه مهر کربلا تهیه کن ، سرت رو به سجده بذار

      و سه یا هفت بار بگو : شکرا لله        یا       الحمد لله

نوشته شده توسط حمید فرجی در 2:14 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 27 مرداد1389

ای امام زمان حال و روز مارا که خودتان بهتر می دونین......

         

ای امام زمان

ای عشق نابم سلام

 ای محبوب عالم

حال و روز مارا  که خودتان بهتر می دونین

 اصلا تعریفی نداره تقوامون

     برای وحدت مسئو لین واطاعت از خط رهبری

                                               برا همه مون دعا کنین

نوشته شده توسط حمید فرجی در 4:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 25 مرداد1389

تو صیــه ها ی علا مـــه طبـا طــــــبایی

           تو صیــه ها ی  علا مـــه  طبـا طــــــبایی

                   به جوانی جهت خود سازی

                      Balloons Balloons Balloons

1-برای ترک گناه وخودسازی ابتدا توبه نموده به مراقبه و محاسبه بپردازید

به این نحو که هر صبح که از خواب بیدار می شوید قصد جدی کنید که هر عملی

در جهت رضای خدای تعالی انجام شود .در هر عملی نفع آخرت را هم منظور

خواهید کرد به طوری که اگر کاری نفع آخرتی نداشت انجام نخواهید داد.

2-در هنگام خواب چند دقیقه در باره کارهایی که روز انجام داده اید فکر کنید

هر کدام برای رضای خدا بود شکر الهی کرده و برای هر تخلفی که انجام شده

استغفار نموده و این رویه را هر روز تکرار کنید اگرچه اوائل کمی سخت است.

ولی کلید رستگاری و نجات است.

3-هر شب سوره های مستحب (حدید، حشر ، صف ، جمعه ، تغابن ) را بخوانید

اگر نتوانستید تنها سوره حشر را بخوانید.

4-در روزمقداری با خدای خویش خلوت کنید و مشغول ذکر باشید.

5-در خوردن و خوابیدن و نوشیدن و حرف زدن و معاشرت از افراط و تفریط  بپرهیزید.
6-فرصت را غنیمت بشمارید

                   

نوشته شده توسط حمید فرجی در 6:34 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 25 مرداد1389

اسرار و اصول مهم رفاقت با خدای مهربان:

        رسیدن به خدا        

 

1-     هرروزوضو گرفته ، قران رو ببوس و پنجاه آیه از اون روتلاوت کن .


2-     وقتی دلت برا خدا تنگ شد یا به دردسری افتادی ،

      دو رکعت نماز بخون و به خالق مهربان وصل شو .


3-     اگر خبر خوشی بهت رسید ویا از نعمتی خوشحال شدی ، با خدا خلوت کن ،

      یه مهر کربلا تهیه کن ، سرت رو به سجده بذار

      و سه یا هفت بار بگو : شکرا لله        یا       الحمد لله


4-     جانب حضرت زهرا(س) رو بیشتر نگه دار ، چون خدا جانب اون بزرگوار رو نگه داشته و خشنودی و غضب خودش رو درگرو خشنودی و غضب حضرت زهرا قرار داده . تو هم سعی کن بیشتر از این با حضرت زهرا مانوس بشی و از این راه هم خدا رو خوشحال کنی و هم خود حضرت رو . یکی از راههاش احترام به سادات و ذریه حضرت زهراس .


5-     در آخر الزمان ، یکی از درهای دوستی با خدا ، به دست آوردن دل امام زمان (ع) هستش .

       پس سعی کن همواره به یاد حضرت باشی ولو با یک صلوات

6-     مقید بودن به نماز اول وقت و همیشه با وضو بودن هم یکی از این میان بر هاس

       که رابطه انسان با خدا رو تسهیل می کنه

 

                  Balloons Balloons Balloons Balloons Balloons

 

نوشته شده توسط حمید فرجی در 6:12 |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 تیر1389

عشق یعنی چی میدونی؟عشق یعنی چی؟ :

           عشـق یعنی چی.....؟

        

 

                         

  عشق یعنی چی میدونین؟

        عشق  یعنی چی؟ نظر بدین


عشق  یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق  یعنی یه شهید با لبای تشنه سینه چاک

عشق  یعنی یه جوون یه جوونه بی نام و نشون

عشق  یعنی یه نماز با وضو گرفتن توی خون

عشق  یعنی یه پدر که شبا بیداره تا سحر

 عشق یعنی یه خبر ‌،خبر یه مفقود الاثر

نظر تون را دربخش نظر ذکرنمائید

       نظر  بد ین  

                      نظر بدین   

               نظر بدین 

 

   
                            

نوشته شده توسط حمید فرجی در 19:27 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 7 تیر1389

زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم :

 
زمان  شاه  وارد  یک مشر و ب  فر و شی شد م
خاطره جالب شیخ حسین انصاریان
 
 
      شیخ حسین انصاریان می فرماید:یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین 
 عبا و عمامه! دیدم سر تمام میزها مشروب است، یک عده‌ای مشغول نوشیدن و یک عده‌ای مستند.صاحب کافه گفت: آقا اشتباه آمده‌اید!
      گفتم: نه برادر، اشتباه نیامده‌ام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان کافه نیست؟ گفت : چرا ! گفتم: پس من درست آمدم.



     ۱-  گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام! آن زمان هم من سی و سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه می‌خواهم به تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم: یهودی هستی: گفت : نه! مسیحی هستی؟ گفت: نه! مسلمانم! گفتم: سنی هستی؟ گفت: نه شیعه هستم!

        گفتم : پس می‌توانم آن یک کلمه را به تو بگویم! گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا می‌کنم که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا می‌کنم

      ۲-  گفتم: تو که از شصت سال گذشتی  چه می کنی؟ گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!. گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند. همه را بیرون کرد. با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم.
      ۳- رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من می‌خرم! بعد هم دیگر چلوکبابی شد!.
نوشته شده توسط حمید فرجی در 17:7 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 17 خرداد1389

سفارش های معصومین به زنان و دختران...:

     ۱- لباس انگشت نما:پیامبر (ص) نهی فرمود :از این که زنان هنگام بیرون رفتن لباسی بپوشند که توجه دیگران را به خود جلب کند »مستدرک الوسائل ، ج 14 ، ص 280)

     ۲- زینت و زیبایی :حضرت علی (ع)الزینه بحسن الصواب لا بحسن الثیاب زیبایی ، کارهای خوب و صحیح انجام دادن است ، نه لباس زیبا.
     ۳- ارایش برای مردم:حضرت علی (ع)ایاک ان تتزین للناس و تبارز الله بالمعاصی(بحار ، ج 71 ، ص 363)بپرهیزکه برای دیگران خود را بیارایی و به وسیله انجام گناه با خدا به ستیز برخیزید.

     ۴-بدترین زنان:پیامیر (ص)شر نسائکم الجفه ، الفرتع ، الباقون ، الفحاش.» ( بحار ، ج 103 ، ص 240)بدترین زنان شما زنی است که کم حیا ، ترش روی و زبان دراز و بد زبان باشد .

     ۵-خود نمایی :امام صادق (ع)کفی بالمرء خزیا ان یلبس ثوبا یشهره وسائل الشیعه ، ج 1، ص 409
برای خواری و پستی آدمی همین بس که لباسی بر تن کند که او را مشهور کند.

     ۶-زن و خطر شیطان :پیامیر (ص)المرئه عوره فاذا خرجت استشرفها الشیطان سنن ترمذی ، ج 3، ص 27زن آسیب پذیر است وقتی از خانه خارج شد ، شیطان او را احاطه می کند و او در وادی نفوذ شیطان قرار می گیرد.

                            

نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:35 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 خرداد1389

سفارش قرآن به زنان در خصوص دوری از خودنمایی و جلوه گری :

 

سفارش قرآن به زنان
در خصوص دوری از خودنمایی و جلوه گری 
  
« و قَرنَ فی بُیوتِکُنَّ و لا تَبَرّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَّةِ الاُولی»سوره احزاب آیه 33

« در خانه های خود بمانید و همچون زنان جاهلیت نخستین، درمیان جمعیت ظاهر نشو ید که اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید
جلوه گـری    و   خـود نمایی

                              


د ر  خیــا با ن چهر ه آ رایش مکن     ا ز جو ا نان سلب آ سایش مکن


زلف خـــود ا ز روسری بیرون مکن     در مسیر چشم ها ا فسو ن مریز


یــا د کن ا ز آ تـش ر و ز معـــــــاد     طـــرّ ه گیسـ و منـه در دست باد


خـــوا هرم، دیگر تو کودک نیستی     فاش تر گــو یم، عروسک نیستی


خـــوا هرم ا ی د ختــر ایران زمین     یک نظر عکـس شهیـــدان را ببین


خواهر من این لباس تنگ چیست؟     پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟


خواهـــرم این قدر طنّـــا زی مکـن     با ا صـــول شـر ع لجبـــازی مکــن

در امــــور خو یش سرگردان مشو     نو عـــروس چشم نـا مردا ن مشـو

 

                  از شاعر اهلبیت- آغاسی(سلطان شعراهلبیتی)

نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 خرداد1389

الف:سفارش های قرآن به زنان و دختران...

         

الف:سفارش های قرآن به زنان و دختران...

1- حجاب: یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین احزاب/59 . نور/31 ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنین بگو روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند. این برای اینکه (به عفاف) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است .

2- دوری از خود نمایی : و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی .» احزاب/33در خانه های خود بمانید و همچون زنان جاهلیت نخستین (بی جهت) در میان جمعیت ظاهر نشوید و اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.

3- عفت کلا م : فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا.» احزاب/32

در گفتگو ها با ناز و کرشمه و به گونه هوس انگیز سخن مگو یید مبادا بیماردلان به شما طمع کنند.

4- پاکدامنی: ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحانور/33آنها که زمینه ازدواج را فراهم نمی بینند باید عفت پیشه کنند.

5- دوری از نگاه های هوس آلود: قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن نور/31به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از نگاههای هوس آلود فرو گیرند.
                
                        
نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه 8 خرداد1389

در باره ابعاد شخصیتی آیت الله عظمی بهجت :

    ابعاد شخصیتی آیت الله عظمی بهجت

    
  

حجت الاسلام والمسلمین صدیقی امام جمعه موقت تهران آیت الله بهجت را رجلی الهی دانسته و گفتند :‌

        ۱ • دنیا و آیت الله: ایشان بدنشان اینجا بود، اما قلب ایشان اصلا به این دنیا آشنا نشد و محرمیتی با این دنیا پیدا نکرد. جسمشان اینجا بود، اما مامور آن دنیا بود.

        ۲• نماز آیت الله : ایشان در نماز، نماز نمی‌دید، بلکه خدا را می‌دید. وقتی نماز می‌خواند 3 روز بدنش خسته بود. عده‌ای می‌گفتند ما نگران نماز آقا بودیم و درخواست داشتیم که از نماز مستحبی خود کم کنند. یکی از مراجع قم بیان می‌کردند که آیت‌الله بهجت نقال نیست و هرچه می‌گوید جزو جانش است.

        ۳•عرفان آیت الله : با یک واسطه از شیخ عباس قوچانی نقل می‌کنند که محضر استادمان میرزاعلی آقای قاضی بودیم، استاد فرمودند شیخ محمدتقی بهجت نامه‌ای نوشته و در این نامه مساله‌ای را سؤال کرده است. اگر کسی 3 روز روح را از بدن خارج کند حال که روح به بدن باز‌گردد آیا باید قضای نماز را به جای آورد؟ استاد بیان کردند که من مطمئن هستم این کار، کار خود شیخ محمدتقی بهجت است و ایشان سیر ملکوتی داشته است.

        ۴•اجتهاد آیت الله : مرحوم آقای بهجت قبل از 18 سالگی به درجه اجتهاد رسیدند.

        ۵•ارادت آیت الله به امام خمینی: آیت‌الله بهجت به علت علاقه وافری که به امام خمینی داشتند از ابتدای نهضت همراه ایشان بودند. متقابلا علاقه امام به آیت‌الله بهجت نیز فوق‌العاده بود. حضرت امام می‌گفتند که آقای بهجت صاحب موت اختیاری است و قدرت خلع دارد و می‌تواند روح را از بدن خودش خارج کند.

        ۶ سیاست و آیت الله : در آن زمان که مبارزه با شاه باب نبود، جمعی آمدند خدمت آیت‌الله بروجردی که اگر ایشان دستور دهند علیه شاه قیام کنند. آیت‌الله استقبال نکردندب عدها فرموده بودند «با فرض اینکه شاه از سلطنت خلع شد، چه کسی رابرای اداره مملکت معرفی کنیم.». آقای بهجت همان زمان فرموده بودند «چرا نمی‌توان کسی را پیدا کرد؟ با توکل بر خدا و پس ازز سقوط شاه، شخص جایگزین او پیدا می‌شود» لذا در اوج عرفان و فقاهت مسائل سیاسی آن زمان را دقیقا رصد میکردند.

         ۷• ارادت آیت الله به مقام معظم رهبری : در جریان فتنه 18 تیر، آقازاده مقام معظم رهبری با مرحوم آقای بهجت دیداری داشتند که مرحوم آیت‌الله بروجردی هم در آن جلسه حضور داشتند. آیت‌الله بهجت به آقازاده رهبر انقلاب فرمودند، به پدر سلام برسانید و بگویید محکم در جای خودش بنشیند، دشمنان می‌خواهند پدر شما را از جایگاهش بلند و ضربه‌های سنگینی را به نظام وارد کنند.

        ۸• آیت الله وتایید رهبری انقلاب توسط آقا امام زمان(عج) : منبع موثقی از آیت‌الله بهجت نقل کردند که ایشان در خواب دیدند که حضرت امام زمان(عج) در مجلسی حضور داشتند ،‌ علمای بزرگ اسلام هم در خدمت آقا امام زمان(عج) بودند ،‌ آیت‌الله خامنه‌ای وارد شدند و امام زمان (عج) جلوی پای ایشان تمام قد بلند شدند و برای ایشان جایی برای نشستن باز کردند.

       ۹• آیت الله و آینده انقلاب :در خواب یا مکاشفه‌ای ایشان خطری را نسبت به انقلاب پیش‌بینی کرده بودند و به مقام معظم رهبری پیغام دادند که خطری را نسبت به انقلاب پیش‌بینی کرده‌اند و تو صیه صدقه و دعاهای خاص را به ایشان کردند و فرمودند آنچه از من ساخته بود نیز انجام دادم.

            

نوشته شده توسط حمید فرجی در 13:47 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 28 اردیبهشت1389

دستورالعملهای عرفانی ازآيت ا... ‌العظمي بهجت:

         دو دستورالعمل عرفانی  ازآيت ا... ‌العظمي بهجت

            

       ۱-همه چیز در دست خداست: غیر از حافظیّت خدا به هیچ چیز نباید اعتماد داشت . همه چیز در دست خداست  لا حول و لا قوه الا بالله یعنی هیچ روگردانی از گناهان نیست مگر با نگهداری خود خدا و هیچ نیرویی بر طاعت و عبادت خدا نداریم مگر به کمک خداوند .( تحف العقول ص 468 )

 

       ۲- Imageگناه زهر است:

     الف)هیچ ذکری بالاتر از عزم همیشگی بر ترک گناه نیست ؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صدسال هم به شما عمر داد ، حتی یک گناه نکنید حقیقت  گناه زهر و سَمّ است.

      ب) نخستین گناه شاید به ناکجا آبادبکشد! اگر انسان یک گام در راه غیر رضای خدا بردارد دیگر گامهای بعدی را نمی داندچه خواهد شد !

    همان گام اول او را به جاهایی که نمی داند خواهد کشید .

 

             شرط همه توسلات ، توبه است

 

 

                   http://www.mtb.ir/fa/

نوشته شده توسط حمید فرجی در 21:25 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 28 اردیبهشت1389

آيت ا... ‌العظمي بهجت در نگاه بزرگان و علما

           به مناسبت  اولين سالگردارتحال مرجع عارف آيت ا... العظمي بهجت

 
                
 

      ۱-امام خمینی:امام فرمود: من بر خود واجب مي‌دانم که جهت تعظيم اين شخصيت ارزنده به اين‌جا آمده و دقايقي بايستم و سپس باز گردم. » آيت ا... مسعودي مي‌گويد دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت، 41 يا 42، آقاي بهجت به من فرمودند که شما به آقاي خميني بگوييد فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قرباني کند و من‌آمدم به امام اطلاع مي‌دادم، ايشان هم بلا فاصله دستور قرباني دادند. 

       ۲- آيت ا... مصباح یزدی:  آقا مصطفي از پدرشان امام خمینی  نقل مي‌کرد: آقا معتقدند جناب آقاي بهجت داراي مقامات معنوي بسيار ممتازي هستند. ايشان داراي موت اختياري هستند، يعني قدرت اين را دارند که هر وقت بخواهند روح خويش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند . 

            الف) « آيت ا... بهجت جامع تربيت‌هاي معنوي آقاي قاضي مي‌باشند.استادان شخصيت جامع الاطرافي به وجود آورده اند که نعمت بسيار بزرگ عصر ماست و جا دارد از لحظه لحظه عمر ايشان استفاده برده شود.

             ب) خداي متعال به ايشان ويژگي‌هايي عطا فرموده که جنبه کسبي ندارد و خدادادي است.

              ج) آيت ا... بهجت هم در مسائل فقهي  فوق العاده دقيق هستند و هم در مسائل عبادتي و معنوي و آن‌ها را يک بال ديگري براي پروازالی الله میدانند. »

      ۳- آيت ا... يزدي : در يک شرفيابي  خبرگان رهبري به خدمت حضرت امام  از ايشان رهنمود اخلاقي خواسته شد، حضرت امام، خبرگان را به آيت ا... العظمي بهجت حواله دادند و در جواب خبرگان که ايشان  نمي پذيردفرمودند: آنقدر اصرار کنيد تا بپذيرد.

      ۴- آيت ا... مشکيني: ايشان از جهت تقوا و عظمت روحي در مرحله اي بالاترند سزاوار است در اطراف وجود ايشان کتابها نوشته شود.

     ۵-علامه محمد تقي جعفري:  من هر وقت ايشان را مي‌بينم تا چند روز اثر اين ملاقات در من باقي است، و در واقع هشدار دهنده براي ما مي‌باشد.

نوشته شده توسط حمید فرجی در 21:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 آبان1388

چرا خدا به شيطان اجازه وسوسه داد؟

چرا خدا به شيطان اجازه وسوسه داد؟




      ۱- آنگونه كه از آيات قرآنى استفاده مى شود، شيطان، پس از رانده شدن از درگاه الهى، از خداوند مهلت خواست و خدا تا وقت معينى به او مهلت داد و شيطان پس از مهلت يافتن، اظهار داشت كه فرزندان آدم را وسوسه خواهد كرد و آنها را وادار به انجام كارهاى بد خواهد نمود. به آيات زير توجه كنيد:
قال رب فانظرنى الى يوم يبعثون قال فانك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم قال رب بما اغويتنى لأزينن لهم فى الارض و لأغوينهم اجمعين الاّ عبادك منهم المخلصين (حجر / 40 - 36)
(شيطان) گفت: پروردگارا تا روزى كه مبعوث مى شوند به من مهلت بده خداوند گفت: تو از مهلت داده شده گانى تا روز وقت معين. شيطان گفت: پروردگارا به سبب اينكه تو مرا گمراه نمودى ، (اعمال فرزندان آدم را) براى آنها زينت خواهم داد و همگى آنها را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان خالص تو را.
نظير همين مطلب در آيه 119 از سوره نساء چنين است: وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّينَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيغَيرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ يتَّخِذِ الشَّيطَانَ وَلِيا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا(النساء/119)
"و آنها را گمراه مي‌کنم! و به آرزوها سرگرم مي‌سازم! و به آنان دستور مي‌دهم که (اعمال خرافي انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشکافند، و آفرينش پاک خدايي را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرک بيالايند!)» و هر کس، شيطان را به جاي خدا ولي خود برگزيند، زيان آشکاري کرده است."
امام صادق (ع) فرمود: قلبى نيست مگر اينكه داراى دو تا گوش است بر يكى از آنها فرشته اى هدايت كننده است و بر ديگرى شيطانى فتنه گر است يكى او را امر مى كند و ديگرى نهى مى كند شيطان او را به گناهان امر مى كند و فرشته او را از گناهان باز مى دارد
حتى در جايى ديگر خداوند خود به شيطان اجازه اغوا و وسوسه گرى فرزندان آدم را مى دهد و در پاسخ شيطان كه از گمراه ساختن فرزندان آدم خبر مى دهد ، مى فرمايد: و استفزز من استطعت منهم بصوتك و اجلب عليهم بخيلك و رجلك و شاركهم فى الاموال و الاولاد و عدهم و ما يعدهم الشيطان الاّ غروراً (اسراء/64)
هر كس را از فرزندان آدم مى توانى با صداى خود بلغزان وبا سواره و پياده خود بر آنان حمله كن و با آنها در اموال و اولاد شركت كن و به آنها وعده بده و شيطان جز فريب نويدشان نمى دهد.
        ۲- اكنون بايد ديد كه چرا خداوند به شيطان اجازه داد كه فرزندان آدم را وسوسه كند و زمينه گمراهى آنها را فراهم سازد؟
        در پاسخ مى گوييم: خداوند انسان را آفريد وبه او اختيار و آزادى انتخاب داد به طورى كه انسان در انتخاب خير و شر آزاد است او مى تواند راه انبياء را در پيش گيرد و به سعادت ابدى برسد و مى تواند از خدا و پيامبر فاصله بگيرد و به گناه و معصيت و شرّ روى آورد.در اين ميان خداوند با ارسال پيامبران و كتب آسمانى، انسان را به سوى خير دعوت كرد لازم بود نيرويى هم باشد كه انسان را به سوى شر و بديها دعوت كند تا آزادى انسان در اختيار و انتخاب از بين نرود و او بر سرد و راهى قرار بگيرد آنگاه با انتخاب راه درست ، كمال خود را به ثبوت برساند.

         الف) بنابراين، وسوسه هاى شيطان براى افراد باايمان نه تنها زيانبخش نيست بلكه باعث تكامل بيشتر آنهاست و انتخاب راه خدا با وجود وسوسه هاى شيطان ، بسيار ارزشمند است و افراد با ايمان با مبارزه با وسوسه هاى شيطان به مراتب بالايى از كمال مى رسند.اساساً وجود دشمن ، انسان را آماده تر و قويتر مى سازد و او را وادار مى كند كه از تمام امكانات خود استفاده كند و در عزم و اراده خود ثابت قدم باشد.
          ب ) ضمناً توجه كنيم كه وسوسه شيطان در حد الزام و اجبار نيست و شيطان هرگز نمى تواند و اجازه ندارد كه انسان را به ارتكاب گناه و معصيت مجبور كند. كار او تنها وسوسه است و شخص با ايمان وقتى چند بار با آن مبارزه كرد ديگر مخالفت با آن كار دشوارى نخواهد بود و لذا در روايتى آمده است كه شيطان در مقابل پيامبر اسلام تسليم شده بود.(1) يعنى آن حضرت آنقدر با شيطان مخالفت كرده بود كه ديگر شيطان از وسوسه كردن او دست كشيده بود و در قرآن كريم آمده است كه شيطان بر مؤمنان تسلط ندارد:
         ۱- بیان حضرت خدا و ند: انه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربهم يتوكلون انما سلطنه على الذين يتولونه(نحل /99 - 100)
همانا شيطان را بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توكل كردند، تسلطى نيست. تسلط او تنها بر كسانى است كه ولايت او را پذيرفته اند.
همچنين در جاى ديگر از زبان شيطان نقل مى كند كه در روز قيامت در پاسخ كسانى كه شيطان را مسؤل گمراهى خود مى شمارند ، خواهد گفت:
        ۲- اعتراف خود شیطان: و ما كان لى عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لى فلا تلو مونى و لو موا انفسكم (ابراهيم / 22)
مرا بر شما تسلطى نبود جز اينكه شما را دعوت كردم و شما مرا اجابت نموديد پس مرا مذمت نكنيد بلكه خود را مذمت كنيد.خلاصه اينكه وسوسه شيطان الزام آور نيست و همين وسوسه گرى هم موجب پيشرفت و تكامل مؤمنان است.

نوشته شده توسط حمید فرجی در 17:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 26 مهر1388

توزیع داروهای محرك به صورت شكلاتها و آدامس ها:

                                     

ر ئیس انجمن مبارزه با آسیب‌های رفتاری از توزیع داروهای محرك با منشا «آمفتامین» به صورت شكلات‌های مخصوص رژیمی و آدامس‌های مخصوص خبر داد.

۱- سودجویان مواد مخدر بسیار پر سرعت‌تر از ما در ایران در حال سودجویی از راه آلوده كردن جوانان ما هستند. 72 درصد از مجموع انواع شناسایی شده از این روانگردان‌ها در ایران وجود دارد و مصرف می‌شود كه این موضوع هم جای تعجب دارد و هم تاسف.

۲- متاسفانه هنوز بسیاری از خانواده‌ها از توزیع آمفتامین‌ها به صورت «شكلات» و «آدامس» آگاهی ندارند و این در حالیست كه شكلات‌ با تبلیغات كاذبی چون «بدون قند» و غیره در بازار مصرف ایران توزیع شده‌اند

۳- وی گفت: گواه این مطلب نیز این است كه هم اكنون قاچاقچیان دیگر اصراری به این كه «اعتیادآور نبودن» مواد اعتیادآور صنعتی را به جوانان القا كنند ندارند بلكه امروز آن‌ها از راه‌های جدیدتر وارد می‌شوند

                هشدار:  با توزیع این مواد اعتیادآور به صورت تنقلات و غیره

               شكی نیز  ا یجاد  می‌كند راه سود جو یی  خود را  باز  می كنند.

      

                            

نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 مهر1388

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت :

                

   

                                       

                                               

     قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لحظه ای در ايستگاه دنيا توقف كرد

و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:

مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟

كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟

كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟

   ۱-قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدند

           از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

            در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد

            قطار مي گذشت و سبك مي شد ،

                     زيرا سبكي قانون راه خداست .

  ۲-قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد .

پيامبر گفت اينجا بهشت است .

مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .

   ۳-ا ما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و

             بهشت جا ماند.

     آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :

             درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ،

             در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .

و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .

                                          

                                           

نوشته شده توسط حمید فرجی در 4:36 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 7 مهر1388

خد ا چگو نه به دید ا ر ما می آید ؟ آیا می دا نید؟

                                

       روزی روزگاری زنی در کلبه­ای کوچک زندگی می­کرد. این زن همیشه با خداوند صحبت می­کرد و با او به راز و نیاز می­پرداخت..  روزی خداوند پس از سالها با زن صحبت کرد و قول داد که آن روز به دیدار او بیاید.  زن از شادمانی فریاد کشید ، کلبه­ را آماده کرد  خود را آراست  و  در انتظار آمدن خداوند نشست!

       الف)  چند ساعت بعد در کلبه او به صدا درآمد! زن با شادمانی به استقبال رفت اما به جز گدایی مفلوک که با لباس­های مندرس و پاره­اش پشت در ایستاده بود، کسی آنجا نبود! زن نگاهی غضب­آلود به مرد گدا انداخت و با عصبانیت در را به روی او بست. دوباره به خانه رفت و دوباره به انتظار نشست!

        ب )  ساعتی بعد باز هم کسی به دیدار زن آمد. زن با امیدواری بیشتری در را باز کرد. اما این بار هم فقط پسر بچه­ای پشت در بود. پسرک لباس کهنه­ای به تن داشت، بدن نحیفش از سرما می­لرزید و رنگش از گرسنگی و خستگی سفید شده بود. صورتش سیاه و زخمی بود و امیدوارانه به زن نگاه می­کرد! زن با دیدن او بیشتر از پیش عصبانی شد و در را محکم به چهار چوبش کوبید. و دوباره منتظر خداوند شد.

       ج ) خورشید غروب کرده بود که بار دیگر در خانه زن به صدا درآمد. زن پیش رفت و در را باز کرد...پیرزنی گوژپشت و خمیده که به کمک تکه چوبی روی پاهایش ایستاده بود، پشت در بود. پاهای پیرزن تحمل نگه­داشتن بدن نحیفش را نداشت. و دستانش از فرط پیری به لرزش درآمده بود. زن که از این همه انتظار خسته شده بود، این بار نیز در را به روی پیرزن بست!

شب هنگام زن دوباره با خداوند صحبت کرد و از او گلایه کرد که چرا به وعده­اش عمل نکرده است!؟

                              آ نگاه خداوند  پاسخ  گفت  :

     من سه بار به در خانه تو آمدم، اما تو مرا به خانه­ات راه ندادی!

                                             

نوشته شده توسط حمید فرجی در 17:21 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1 مهر1388

اسیر هو ای نفسم و د ر طلسم گناه گر فتار آ مد ه ا م چکنم ؟

                    من ا سیر هو ا ی نفسم 

         و در طلسم گنا ه گر فتار شده ا م  چکنم ؟

 

                       طلسم گناه

 

اول - سئوال جوان طی یک نامه به علامه طباطبائی:

« محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی جناب آقای طباطبایی سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

جوانی هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشید که به این سو ال من پاسخ گو یید.

     الف)در محیط و شرایطی زندگی می کنم که هوای نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسیر خود ساخته اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوی الله شده اند.

     ب ) درخواستی که از شما دارم این است که بفرمایید بدانم به چه اعمالی دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و این طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصیحت نمی خواهم، بلکه دستورات عملی برای پیروزی لازم دارم.

                                                                       داود نور محمدی        23/10/1355

نوشته شده توسط حمید فرجی در 13:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 19 شهریور1388

عا قبت د ختر گو ل خو ر و خو ش با و ر

                  

 

دختري گول خوروخوش باور

                          زره مدرسه مي كرد  گذ ر            

    روزي اندرسر راهش بگرفت

                         بلهوس عاشقكي  زود گذ ر 

 خواندبراودوسه سطري ازعشق 

                        كرد ا و را زره راست به د ر

 دخترك كرد فراموش همه            

                     پند و ا ند رز و سخنها ي  پد ر

به  جفا از پد ر و ماد ر خويش

                     و عده ا ي داد به آ ن عا شق

 چون براورده  شد آن وعده بد

                    چشم بگشود و به خود كرد نظر

 گفت   هيهات  ز  بخت   سيهم 

                   زانكه شرم و شرفم  گشت  هد ر

 گريه ميكرد وهمي گفت به خويش

                   ز  چه  رفت ا ز  نظـر م حرف پد ر

                                    

 گفت :  لعنت  به   خود  اي  دختر

  دختر خا ئن  و زشت  و خود سر

 هر چه   مي گفت  پدر از ره  پند

 گوئيا   بود   دو  گوشم  همه  كر

                                  بارها   گفت   پد ر  با  من  پست

                                  نخوري   گول   هو سهاي   گذ ر

                                  مادر خود  تو بدان  محرم  خويش 

                                 تا  نيا يد  به  رهت   بيم   و  خطر

خواهش كوي وگذربلهوسي است                    با يد ت سخت ا ز آ ن كــرد حــذر

نوشته شده توسط حمید فرجی در 5:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 15 شهریور1388

مناجاتی عمیق وعرفانی از شهید چمران:

                   

                                          

                                                                    

               

       ۱- خدایاهر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد  تو اورا

خراب کردی

      ۲- خدایا به هر که و به هرچه دل بستم تو دلم را شکستی

      ۳- عشق هر کسی را به دل گرفتم  تو قرار ازمن گرفتی

     ۴- هر کجا خواستم  دل مضطرب و دردمنم را  آرامش  دهم  در

سایه امیدی و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی بوجود آورم 

تو یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان های وحشت زای حوادث

رهایم کردی

    تا هیچ آرزویی در دلم نپرورم و هیچوقت آرامش وامنیتی در دل خود احساس نکنم .....

      الف) تو اینچنین کردی تا غیر ازتو محبو بی نگیرم و به جزتو آرزو ئی ندا شته باشم .

      ب  ) وجزتو به چیزی یا به کسی امید نبندم وجز درسایه توکل به تو آرامش وامنیت احساس نکنم /......

    خدایا تو را برهمه این نعمتها شکر می کنم.

                             

                                                                                        
 

نوشته شده توسط حمید فرجی در 18:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1 شهریور1388

پخش دعاهای ۳۰روز ماه مبارک رمضان === با شر ح ایت الله مجتهدی:

                                            یا اباالفضل مددی

         دعای روز های ماه مبارک رمضان

         پخش دعاهای ۳۰روز ماه مبارک رمضان 

                                                    

     شرح دعاهای روزانه ماه رمضان 

        آیت الله مجتهدی

 

نوشته شده توسط حمید فرجی در 17:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه 31 مرداد1388

معنی میهمان الهى بودن درماه مبارک رمضان:

                    

       

 

 

 

 

 

                                      استشمام عطر خوشبوي رمضان گواراي وجودتان باد .

         پیامبر خدا فرمود : "هُوَ شَهرٌ دُعیتُم فیهِ إلى ضِیافَةِ اللهِ در آن به میهمانى خدا دعوت گشته‏اید

                         در حقیقت این و یژ گی سر چشمه همه بركات این ماه مبارك است .

                              میهمانى الهى به چه معناست؟  

   معناى میهمانى خداى سبحان در این ماه و میزبانى او از دوستانش چیست؟  پایه میهمانى خوردنى و آشامیدنى‏ است . میزبان چه غذایی میخواهد به مهمانانش بدهد؟ 

پاسخ : جسم انسان براى تداوم وجود خویش نیازمند غذاهاى مادّى است،  حقیقت انسانىِ  نیز نیازمند غذاهاى معنوى  است.«خداى متعال در میهما نسراى رمضان، روح‏ دوستانش را به ضیافت فرا خوانده نه بدن‏مادّى آنان را،

        ۱- آداب این میهمانى طعام و نوشیدنى  جان در ضیافت روح برای پدید آوردن تحوّل روحى و تجدید حیات معنوى انسان است . 

             الف ) د عوت به ماه رمضـا ن ، دعوت به بهشت است و غذاهاى این میهمانى نیز از نوع غذاهاى بهشتى است. بدن تو به این میهمانى دعوت نشده  روح میهمان این ضیافت است و به غذایى دیگر دعوت شده که هماهنگ با روح است .

              ب ) شرا ب طهو ر در زندگى دنیا ، محبّت خداست . 

         ۲-  ‏امام ‏صادق (علیه‏السلام) فرمود: «آ نان را از هر چیزى جز خدا پاك مى‏سازد؛ چرا كه هر كس به چیزى از موجودات، آلوده گردد، پاك نیست، مگر به خداى متعال.» خداى سبحان فرموده است: «الصَّومُ لى وَ أنَا أجزى بِهِ ؛ روزه، از آنِ من است و من خود، پاداش آن را مى‏دهم . مجمع البیان:10/623.

                                            

حكمت اصلى روزه اين است كه ما تقوا پيدا كنيم و تقوا يعنى اين‌كه آدمي مراقب خود باشد؛ چشمش، گوشش، زبانش، دستش و پايش را کنترل کند تا هر چيزي را نبيند، هر صدايي را نشنود، هر کلامي را نگويد، به هر چيزي دست نزند و به هر جايي نرود؛ و بلكه بالاتر، کاري کند که هر چيزي در دلش جاي نگيرد.خيالات و افكارى هم كه به ذهن ما خطور مي‌کندکنترل شود.

نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:51 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 25 خرداد1388

دستور العمل دو م , سو م عرفانی آيت‌الله بهجت :

     

دستور العمل دوم

            بسمه تعالي
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ
در خانه اگر کس است، يک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم: « کسي که بداند هر که خدا را ياد کند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي داند چه بايد بکند و چه بايد نکند؛ مي داند که آنچه را که مي داند، بايد انجام دهد، و در آنچه که نمي داند، بايد احتياط کند. »


دستور العمل سوم
   آنچه مي دانيد، عمل کنيد؛ و در آنچه نمي دانيد؛ احتياط کنيد

     ۱- خواندن قرآن و ادعيه  در هر روز مناسب اوقات و امکنه
     ۲-کثرت تردد در مساجد و مشاهد مشرفه؛
     ۳-زيارت علما و صلحاء و همنشيني با آنها، از مرضيات خدا و رسول(ص) است
و بايد روز به روز، مراقب زيادتي بصيرت و انس به عبادت و تلاوت و زيارت باشد.

     ۳-بر عکس کثرت مجالست با اهل غفلت مزيد تاريکي قلب است مجالست با ضعفا در ايمان سبب مي شود که ملکات حسنه خود را از دست بدهد، بلکه اخلاق فاسده آنها را ياد بگيرد:
       دوري از علما و صلحا، سبب مي شود که سارقين دين، فرصت را غنيمت بشمارند و ايمان و اهلش را بخرند به ثمنهاي بَخس .
   از خدا مي خواهيم عيدي ما را موفقيت درعزم راسخ دائم بر ترک معصيت » قرار بدهد که مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه 17 ربيع المولود 1419
نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 17 خرداد1388

دستور العملهای عرفانی آيت‌الله بهجت ((دستورالعمل اول)):

     دستورالعمل اول
     
 اگر بگويند کلمه اي مي خواهيم که امّ الکلمات باشد و کافي براي سعادت مطلقه دارين باشد عرض مي کنم  غرض از خلق، عبوديت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/56 ) و حقيقت عبوديت؛ ترک معصيت است در اعتقادقلب و عمل جوارح.

      الف) ملکه ترک معصيت حاصل نمي شود مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مکان در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».پس کيمياي سعادت، ياد خداست، باشيم؛او محرّک عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛اگر کمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛

      ب) ما امام زمان عجل الله رادوست مي داريم چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ،  توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات است.
                                وفقّنا الله و اياکم لما يرضيه - مشهد، ربيع الثاني 1420
نوشته شده توسط حمید فرجی در 19:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 15 اردیبهشت1388

خدایا معشو ق تو ئی فقط +×××+ خدایا معشو ق تو ئی فقط

                                    

   خدایا  معشو ق تو ئی فقط         

 جزتو کسی شایسته عشق نیس

      قربونت برم قربون این همه خوبیات برم بانعمتائی که دادی.

             قشنگ من معشوق با صفای من" دوست دارم"

               " دوستــــم داشته باش" معبـــــــو د من

                        ای بود من ای همه چیز من

                          <دیوونتم عاشقتم>

                               مهربون من 

                    

         ۱- اسم اعظم کلید درهای بسته و گشاینده قفل‏های بسته است. هر دعایی به آن مستجاب می‏شود. آن، سرّ ارتباط با خداوند و نام سرّی اوست که به آن، خداوند فوراً پاسخ می‏دهد.

       ۲-  جهانها در برابر آن تسخیر و تسلیم‏اند. آسمانها و زمین به آن گشوده می‏شود. . همه قدرتهای  آسمان وزمین از آن صادر می‏شود.

  

نوشته شده توسط حمید فرجی در 18:55 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 26 اسفند1387

زندگی نامه آقا سید محمدجوا د ذاکر (مداح بی نظیر معاصر ):

                 

                         سید پر کشید و رفت و ...

       ۱- ولادت  خانواده وتحصیلات سید: سید محمد جواد درسال ۱۳۵۵ در خوی از سلاله حضرت زهرا (س) به دنیا آمد. پدر سید از مداحان بااخلاص ومادر وی زنی مومنه واز سادات بود.سیددردوران کودکی از مهر مادر بی نصیب بود . وی بعدازپایان تحصیلات متوسطه برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد.

           ۲- پرچمداربی نظیر مداحی زنده شورانگیز ومست کننده: سید محمد جواد  پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از ان انسی با هیئت ها نداشتند.خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.

            حسا د تها ی شیطا نی و... :  بسیاری که موقعیت خود را در خطر میدیدند حسادت کردند تا جایی که سید مجبور به ترک مدرسه رضویه شد و تنها به مداحی ادامه داد. برای مداحی سید در تهران وقم مشکل ایجاد کردند  سید  به دارالمومنین کاشان و اصفهان رفت و گاهی در قم مداحی می کرد . سید بعد از ازدواج در قم  سکونت داشت.

           ۳ - اخلاق سید ذاکر : سید جوا د خلو ص نیت عجیبی د ا شت .  بسیا ر فروتن و متواضع .به تهمت ها و افترای که به وی داده  میشد جوابی نمی داد و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست.

          ۴- رحلت سیدبزرگ :  خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی  هویدا شد.اخرین حضور  در سال   ۱۳۸۵درهیئت زنجانیها بود .سید تیر ما ه ۱۳۸۵ به دیدار معبودش شتافت. پیکر ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان نو کنار قبر رسول ترک  ارام گرفت.

سید حق عظیمی بر جوانان علاقه منداهل بیت دارد. با هرشنیدن صدای این فرزند زهرا  فاتحه ای نثارش کنیم.      

                   برای سلامتی آقا امام زمان و شادی روح سید صلوات

نوشته شده توسط حمید فرجی در 10:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 19 اسفند1387

در گرامیداشت یاد سید جواد ذاکر مداح بی نظیر معاصر:

  

0                         0

دریا شدی و از بر این خاک گذشتی         با خنجری از دیده غم چاک گذشتی

با عشق میان دل غمدیده نشستی        چون اشک از این دیده غمناک گذشتی

 یک لحظـه بمان خوب تو را درک نکردم       ای انکه ز محدوده ا دراک گذشتی 

 دنبال تو فرسنگ به فرسنگ دویدم          همبال خیال از سر افلاک گذشتی 

 ای همسفر خوبترین لحظه عمرم       از دوست چه دیدی که از این خاک گذشتی

            بام بر بام يار بايد رفت تاسرانجام كار بايد رفت

                       بايد ازسرگذشت چون ميثم تابه بالاي دار بايد رفت

            تابه دارالمنار خلقت يار بادلي بي قرار بايد رفت

 ره به جايي نميبرد هوشيار مست و ديوانه وار بايد رفت

نوشته شده توسط حمید فرجی در 15:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 19 اسفند1387

مصاحبه با اولين زن مجتهده جهان آیت الله امین اصفهانی(قسمت سوم):

                                

        ۸-به نظر شما در عصر حاضر بهترين جهاد براي زنان چيست؟ امروزبراي زنان در درجه اول اهميت اين است كه با نفس و دلخواهي هاي خود در مورد زر و زيور و طرز لباس پوشيدن و به مدلهاي گوناگون درآمدن مبارزه كنند. با اينكه اين كار مشكل به نظر ميرسد ولي در نتيجه به كمالات معنوي زودتر نائل ميشوند. پس بهتر ين جهاد حفظ پوشش زنان است.

      خوشبختي وآرامش دل و سعادت حقيقي در اثر ايمان و تقوي پديد می آید اگر شما خواهان سعادت دنيا و دنياي ابدي آخرت هستيد پيرو قرآن گرديد. .

       ۹- شرط رستگاري براي دختران جوان در چيست بفرماييد؟ سعادت شما به دو جنبه «جسماني» و «روحاني» بستگي دارد. كه بايد مراقب هر دو باشيد.

         الف) راجع به جنبه روحاني: بايد درصدد تكميل صفات نيك و انساني برآئيد و از صفات بارز زن همان پاكدامني و عفت است زنان تا حد امكان بايد خود را مقابل چشم مردان ناپاك قرار ندهند، زيرا شرافت زن نزد تمام عقلا در جامعه در «عفت» او است.

         ب)مبارزه با رذائل اخلاقی:امر مهم ديگر در انسان مخصوصاً در زنها مبارزه با صفات، «مكر» و «حسد» است، كه بيشتر در آنان وجود دارد و بايد حتي الامكان سعي شود كه اين صفت مذموم را از خود دور كنند.

          ج)تحصیل کردن خانمها: من مخالف تحصيل كردن خانم ها نيستم لكن با حفظ نفس. پاره كردن حجاب در حقيقت پاره كردن اوراق قرآن است .حكم خدا و پيامبر را زير پا گذاشتن است.لازمه مسلماني عمل كردن به دستورات قرآن است و سعادت شما نيز در اين كار است

نوشته شده توسط حمید فرجی در 10:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 اسفند1387

مصاحبه با اولين زن مجتهده جهان آیت الله امین اصفهانی(قسمت دوم)::

                   -        ۶-آيا مي توان گفت مردان بهتر از زنانند و برايشان يكنوع برتري دارند؟
به هيچ وجه نميتوان چنين حرفي زد كه همه مردان به طور كلي از زنان برتر هستند ما زناني چون فاطمه (س)، خديجه، مريم و بسياري از زنان ديگر را داريم كه خيلي از مردها بهتر بوده اند. تفوقي كه در بعضي مسائل خداوند براي مردان قائل شده يك مسئله كلي به كلي است نه فرد به فرد.

          نقصي كه در قرآن براي زنان ذكر شده يكي آيه اي است كه در آن بيان شده زنان نمي توانند «فصل خصومات» كنند و اگر در طرف «حكم» واقع شوند از عهده مجاب كردن ديگري بر نمي آيند.
          نقص ديگر او اين است كه زن داراي يك حالت جلوه گري و خودنمائي است و كمتر به كمالات نفساني مي پردازد. و البته اين غريزه اي است كه خداوند در او قرار داده و حكمت «حجاب» هم مسلماً روي همين اصل است. ولي اينها مطالبي است كلي و البته بعضي زنها هستند كه از اين حالات مستثني هستند و درباره همه افراد زن به طور كلي صدق نمي كند.مثلا ممكن است زني پيدا شود كه بتواند «فصل خصومات» كند يا «قضاوت» نمايد.
        ۷-آيا اين حالت خودنمائي در زنان بايد سركوب شود؟ در مورد حلال و محارمشان خوب است ولي در مورد نامحرمان بايد تا حد امكان با آن صفت مبارزه كنند، چون باقي بودن به اين صفت باعث انحراف مي شود زيرا نوعي از شهوت است. در اينكه خداوند اين صفت را در زن قرار داده است، حكمتي است كه مردان به آنها راغب شوند و ازدواج و در نتيجه توليد نسل زياد شود و در ثاني زنان، تحت سرپرستي و مديريت مردان قرار بگيرند.

            

نوشته شده توسط حمید فرجی در 13:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 اسفند1387

مصاحبه با اولين زن مجتهده جهان آیت الله امین اصفهانی(قسمت اول)::

        

    اين مصاحبه 12 سال قبل از فوت خانم امين در سال 1350 توسط چند تن از خواهران صورت پذيرفت .
         ۱- زندگي و تحصيلاتشان:در 15 سالگي ازدواج كردم و مشغول خانه داري و بچه داري شدم. در ضمن به خواندن كتاب از همان كودكي عشق مي ورزيدم ولي نه هر كتابي، بلكه كتابهايي كه جنبه معنويت آنها زياد بود.
          اوقاتي كه در كودكي با بچه هاي همسن بودم، مثل آنها تفريح و گردش نميكردم بلكه مشتاق بودم بيشتر تنها باشم تا بهتر بتوانم فكر كنم زيرا گمشده اي در وجود خود داشتم.
          و اگر در مجالس عمومي هم مي رفتم باز در حال تفكر بودم و در مقام اينكه پا از جاده شريعت بيرون نگذارم. در ميان علوم به «خداشناسي» و علومي كه مربوط به خداوند بود بيشتر علاقه داشتم  حدود يازده دوازده سالي به تحصيل زبان عربي پرداختم، همواره لطف پروردگار بدرقه راهم بود و حين تحصيل هم گاهي حالات خوش و نوراني نصيبم مي شد؛
           ۲- کتا بها ی ا یشان و اخذ اجتهاد :به نوشتن كتاب «اربعين» موفق شدم. علماي نجف كه از نوشتن «اربعين» اطلاع حاصل نمودند كتباً سئوالاتي راجع به «فقه» نمودند و پس از آنكه جواب ايشان را دادم درجه اجتهاد به من عطا فرمودند. از آن به بعد مشغول تأليف كتاب بودهام و به ترتيب كتابهاي : مخزن اللئالي، سير و سلوك، معاد،روش خوشبختي، اخلاق و سرانجام به تأليف تفسير مخزن العرفان پرداختم و هنوز هم مشغول هستم.
           در تمام اين مراحل از تفضلات و الطاف الهي برخوردار بوده ام و گاه به گاه جرقه هاي نوراني نصيبم ميگردد و محظوظم ميكند و هذا من فضل ربي.

       ۳-آيا علم شما بيشتر از راه آموختن بوده است يا از طرق معنوي هم به شما عنايت مي شود؟  آنچه در  معنويات فهميده ام بيشتر از همين راهها بوده و . نمي گويم از غيب خبر دارم و از حال و باطن كسي اغلب معنويات و معارف خود را از استاد فرا نگرفته ام،با ارشاد خدا و كمك او بوده است

         ۴- اين نور علمي چگونه به دست مي آيد؟
       الف)ابتدا تحصيل علم، تحصيل مقدمه ايست براي به دست آوردن اين نور.
        ب) سپس در مقام به دست آوردن علم اخلاق و در مقام عمل برآمدن و تزكيه نفس و مبارزه با هواهاي نفساني و خواهش هاي دل و تمام صفات ناپسندي كه در انسان وجود دارد از قبيل: حسد، كبر، طمع، محبت دنيا و دور ساختن اينها از خود و درصدد برآمدن در كسب ايماني با دليل و برهان و استدلال
         ج) سپس در مقام عمل برآمدن واجبات را و ترك محرمات نمودن.

        ۵ - بهترين كتابي كه خوانده ايد چه كتابي بوده است؟بهترين كتاب درسي كه براي من خيلي مفيد و قابل استفاده بوده  اسفار ملاصدرا است  بعد از اين كتاب بيشتر به احاديث و تفسير علاقمندم مخصوصاً تفاسيري همچون «مجمع البيان».
         اين مصاحبه 12 سال قبل از فوت خانم امين در سال 1350 توسط چند تن از خواهران صورت پذيرفت .

             

 
نوشته شده توسط حمید فرجی در 13:57 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 28 آبان1387

د ر د دل خد ا ( مهر بان ترین مهر بانان ) با بنده گنهکا ر ش :

     

 
       *** خدايا با من قهري ...!!!
- بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است ...
- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان ...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و منو صدا بزن ... 
      ۲- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم مي پرد!
 - بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله ... 
      ۳- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
 - بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم .....

       ***بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد .....
     ۱-ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده است ...
     ۲- خداوندا ! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد ...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست ...
    - پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است ...
    - اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود ...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
      ***ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد .

 ***وباز ...امروز صبح که از خواب بيد ار شد ي نگاهت

 می کردم؛ و اميدوار بودم که :

                 ۱-  با من حرف بزنی   حتي  چند کلمه ، 

           ۲ - نظرم را بپرسي

     ۳- یا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد ، از من تشکر کني.

  ا ما  متو جه شدم که خيلي مشغو لي ، مشغول ا نتخا ب لباسی که

  مي خواستي بپوشي و ....

                      

نوشته شده توسط حمید فرجی در 18:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 6 مرداد1387

گپ وگفتی با شیطان - قسمت دوم

 

شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم. 

من شما را سوی گناه میخوانم؛ شما اما به سوی گناه میدوید،  اگر گناه  رابه چشم شما شیرین جلوه میدهم اما حخودتان گناه میکنیددیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟

عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟

شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟

شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

عبدالله: عجیبترین عمل انسانها کدام است؟

شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

عبدالله: شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟

شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

عبدالله: چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

عبدالله: اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟

شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)

عبدالله: این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)

عبدالله: سرنوشت آنها چه شد؟

شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

عبدالله: آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

عبدالله: متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟

شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)

برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

عبدالله: قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟

شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

عبدالله: حرف آخر؟

شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)




پی نوشت ها:

1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه

2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف كننده‏اى پیرامون فكر و روح انسان پیوسته گردش مى‏كند تا راهى براى نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.

3- بقره/30

4- پیشین

5- پیشین

6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

8- نور/21

9- انعام/121 ونیز بنگرید : کهف/63

10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

11- ابراهیم/22

12- اسراء/24

13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .

14- پیشین

15- پیشین

16- نحل/100ونیزناس/5

17- اعراف/16

نوشته شده توسط حمید فرجی در 13:8 |  لینک ثابت   • 

شنبه 17 آذر1386

آیت الله العظمی بانو سیده نصرت امین اصفهانی(۳):

        Image hosting by TinyPic             Image hosting by TinyPic

 با خانم امین اصفهانی آشنا شدید؟ فضل 

 علمی و مقام  اجتهاد ش در  دین  و  تقوا

 وعفافش وعرفان وسیروسلوکش را

شناختید؟

 تنها مفسر قرانی کل قرآن کریم از بانوان:

 ***به راستی چرا باید چنین بانوی بی نظیری ناشناخته بماند واز زندگی ایشان فیلم وسریال در ایران اسلامی  تهیه نشود اما زن سریال جواهری در قصر که به اندازه دو تار موی این خانم بی نظیر هم نمی شود را همه بشناسند.؟ 

     زهی تاسف زهی اندوه

              وزهی غم و ناراحتی

              ***موقعیت علمی و عرفانی ایشان به آنجا رسید كه اكابر و اعاظمی از علما و عرفا، حضور در محضر ایشان را مایه فیض می دانستند. وی از نظر مقام ، تنها بانوی مجتهد عصر خود قرار گرفت و علماء و افراد بسیاری از كشورهای اسلامی برای ملاقات و گفتگو نزد ایشان می آمدند.

              علمای معاصر از جمله آیت الله مرعشی نجفی، علامه آیت الله سید محمد حسین طباطبایی، استاد محمد تقی جعفری واساتید حوزه و دانشگاه نیز، با ایشان ارتباط علمی داشتند.

 
نوشته شده توسط حمید فرجی در 9:39 |  لینک ثابت   • 

شنبه 17 آذر1386

آیت الله العظمی بانو سیده نصرت امین اصفهانی(۲):

 

  

       -
 
 ***به راستی چرا باید چنین بانوی بی نظیری
 
ناشناخته بماند واز زندگی ایشان فیلم وسریال
 
در ایران اسلامی تهیه نشود اما زن سریال
 
جواهری در قصر که به اندازه دو تار موی این
 
 خانم بی نظیر هـــم نمی شـــــــــود را همه
 
بشناسند.؟ 
 
 
 
 

      ۵-بانوامین و انقلاب اسلامی :بانو امین، از شیفتگان و معتقدان به انقلاب اسلامی ایران و رهبری عظیم الشأن آن بود. در این مورد یكی از شاگردان ایشان آورده است: «در سال ۵۹ كه حاجیه خانم امین، اصلاً نمی‌توانستند از منزل خارج شوند، از طریق تلویزیون در جریان انقلاب قرار داشتند، زمانی كه امام(ره) از تلویزیون سوره حمد را تفسیر كردند، شیفته بیان و مطالب امام شده بودند. به همین علت، به مطالعه آثار امام پرداختند.

روزی بعد از مطالعه كتاب‌های امام، ایشان فرمودند كه: معرفت امام بالاست و عرفان ایشان به حد اعلای خود رسیده است. اگر كسی خواست، خدای ناكرده تهمتی بزند یا توهینی بكند، از قول من بگویید كه بد می‌بینی. مبادا یك وقت خدای ناكرده توهین كنید. چون معرفت ایشان بالاست كه می‌توانند این كارهای محیرالعقول را انجام بدهند. حاج خانم خیلی شیفته كتاب‌ها و بیانات امام شده بودند:« زیرا كه قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری.»

               همین طور امام نیز جویای احوال این بانوی مجتهد می‌شدند. یكی از روحانیون اصفهان در این خصوص گفته است: «چند مرتبه كه حضور حضرت امام خمینی(ره) مشرف شدم، ایشان جویای حالات و اشتغالات و سلامتی بانو مجتهده امین شدند و در مقابل به منزل حاجیه خانم امین كه می‌رفتم، بانوی ایرانی مقید بودند، برای سلامتی حضرت امام (ره) و موفق شدن ایشان و پیشرفت در اهداف مقدس اسلام دعا كنند.

            ۶-اخذ درجه اجتهاد و تائید مراجع عظام  :

         الف)اساتید گرامی ایشان:او بیشتر علو م را در خانه و نزد علامه آیت الله سید محمد علی نجف آبادی و شیخ مرتضی مظاهری فرا گرفت.   آیت الله آقا سید محمد علی نجف آبادی از اساتید برجسته ی بانو امین كه این مجتهد گرانقدر، فقه و اصول و حكمت را نزد وی خوانده بود،

          ب)اخذ اجتهاد ایشان : سیده نصرت امین مجتهد، توسط تعدادی از آیات عظام و مراجع عظیم الشان زمان خود به اخذ درجه اجتهاد و روایت نایل گردید كه برخی از آنان عبارتند از:۱- آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حائری یزدی(موسس حوزه علمیه قم)،۲- آیت الله العظمی آقا سید محمد كاظم شیرازی، ۳-آیت الله ابراهیم حسینی شیرازی اصطهباناتی،۴- آیت الله شیخ محمد رضا نجفی اصفهانی، ۵-حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ مرتضی مظاهری نجفی اصفهانی.

           ج)اخذ اجازه نقل روایت:مقام شامخ علمی و معنوی این بانوی فرزانه از اجازه روایت آیت الله شیخ محمد رضا نجفی  به خوبی استنباط می شود كه درباره وی فرموده است: « به این سیده دانشمند و شریف، گوهر گرانقدر مستور، گل سرسبد باغ فرزندان زهرای اطهر، بانوی فرزانه، حكیم و عارف كامل... اجازه دادم كه روایت كند از من، هر چه را كه روایتش برای من صحیح است از كتب تفسیر و ادعیه و حدیث و فقه.» 

            نتیجه آن همه تلاش و كوشش علمی ، كه زمینه آن را تقوای علمی و زهد آن بانوی پرهیزگار فراهم كرده بود طوری بود كه حتی دانشمند بزرگ، فقیه اهل بیت  دانشمند بزرگ آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی از خانم امین، درخواست اجازه روایت نمود و ایشان در قسمتی از این اجازه نامه كه به تاریخ اول محرم الحرام 1358 هـ.ق جهت آیت الله مرعشی نوشته، چنین آورده است: «پس از استخاره به ایشان اجازه دادم كه روایت كنداز من هر چه را كه روایتش برای من صحیح است از كتب تفسیر و ادعیه و حدیث و فقه و غیره، اینها كه از تالیفات شیعه، آنچه اصحاب، از غیر شیعه روایت كرده اند، به جمیع طرقی كه معلوم و در خود مضبوط است.»

           

            ۷- آثار علمی ایشان:  كتابهای قلمی بانو امین بانوی ایرانی عبارتند از:

 1-تفسیرقرآن مجید به نام«مخزن العرفان»در۱۵جلد.یعنی "تفسیرگنجینه عشق وعرفان"که بسیار برای جوانان مناسب است.
2- «نفحات الرحمانیه»،به زبان عربی مشتمل بر ۹۶عنوان.
3- «سیرو سلو ك» كه درروش اولیاء و طریق عرفااست.
4- «معاد»یا آخرین سیربشر.
5-روش خوشبختی و توصیه به خواهران دینی وایمانی.
6- «اربعین هاشمیه»به زبان عربی مشتمل برمسایل و احكام.
7- «جامع ا لشتات»به زبان عربی مشتمل به مسایل و احكام.
8- «اخلاق»كه دربسیاریا زمحافل علمی ودانشگاه‌ هاتدریس می‌شود.
9- «مخزن اللئالی»كه درفضایل حضرت علی بن ابی طالب(ع)است.
شخصیت‌هایى چون آیت الله العظمى مرعشى نجفى رحمت الله علیه و مرحوم علامه طباطبایى رحمت الله علیه، با توجه به مقام علمى و عرفانى خانم امین، محضر درس او را مایه فیض و افاده می دانستند.

            ۸-ارتحال آیت الله العظمی  خانم امین اصفهانی:این حكیم الهی وعارف به نفحات رحمانی،نابغه دوران ومجتهدزمان،پس ازیك عمرخدمت خالصانه وصادقانه،دربیست و سوم خردادماه ۱۳۶۲مطابق بااول ماه  مبارك رمضان سال ۱۴۰۳هـ.ق سردرنقاب خاك كشیده وبه جوار رحمت الهی شتافتند.

        

نوشته شده توسط حمید فرجی در 9:37 |  لینک ثابت   • 

شنبه 17 آذر1386

آیت الله العظمی بانو سیده نصرت امین اصفهانی(۱ ):

        Image hosting by TinyPic Image hosting by TinyPic

         ایشان تنها زنی است که موفق شده تمام قرآن را به طــو ر کامل تفسیر نماید واز این نظر تا کنون زنــــی نظیر ایشان در جهان آفرینش نیامده است:                  

                                   

 

     علامه محمدتقی جعفری  این بانو را چنین توصیف نموده اند:

«با توجه به آثار قلمی كه از این خانم در دسترس ما قرار گرفته، به طور قطع می‌توان ایشان را از علمای برجسته عالم تشیع معرفی نمود، و روش علمی ایشان هم كاملاً قابل مقایسه با سایر دانشمندان بوده، بلكه با نظر به مقام عالی روحی، باید ایشان را در گروه نخبه‌ای از دانشمندان به شمار آورد كه به اضافه فراگرفتن دانش به تولد جدید در زندگی نایل می‌شوند.»

               ۱- تولد و خانواده ایشان:  حاجیه خانم سیده نصرت بیگم امین(معروف به بانوی ایرانی) در سال ۱۲۶۵هـ.ش در اصفهان متولد شد. پدر ایشان حاج سید محمدعلی امین التجار اصفهانی، فردی مومن و سخاوتمند و مادرشان بانویی بسیار شریف، متعبد و خیرخواه بود كه خداوند پس از سه فرزند پسر، این دختر را به ایشان عطا كرد. مادر با روشن‌بینی در چهار سالگی، فرزند را برای آموزش قرآن و فراگیری خواندن و نوشتن به مكتب می‌فرستد، در حالی كه فضای حاكم بر آن ایام به گونه‌ای بود كه كمتر خانواده‌ای به خود اجازه می‌داد كه دخترش را برای كسب دانش به مكتب یا مدرسه بفرستد و چه بسیار والدینی كه آموزش و آشنایی با خط و نوشتن را برای دختران خود جایز نمی‌دانستند.

            ۲-تنظیم وقت در زندگی:در مورد زندگی خانم امین باید بگویم كه در تنظیم وقت، ابتكاری عجیب داشتند و چنان اوقات خود را تنظیم می‌كردند كه به تمام كارهایشان می‌رسیدند، گویا خداوند به وقت ایشان هم، بركت داده بود. هرگز از حوادث نمی‌ترسیدند و در كارها به خدا توكل می‌كردند و از میهمانان با خوشرویی و سادگی پذیرایی می‌كردند. می‌خواستند جوانان را بدون اجبار و با منطق جذب اسلام كنند.»

             ۳ -نسب ایشان به امام علی (ع):نسبت ایشان با سی واسطه به امام علی بن ابی طالب(ع) می‌رسید.

               ۴-تاکید برتحصیلات بالا:ایشان روی تحصیلات بالا تاكید داشتند. می‌فرمودند: علم با عمل، علم با تهذیب، علم با تزكیه. اگر علم بدون تزكیه شد، برای انسان غرور و حجاب می‌آورد، ممكن نیست كه انسان بتواند صعود كند، سقوط، حتمی و صد در صد است. می‌فرمودند:«نفس را تزكیه كنید كه بعثت انبیاء به همین دلیل بوده است.»

نوشته شده توسط حمید فرجی در 9:36 |  لینک ثابت   • 

شنبه 3 آذر1386

درد دلی بين خدا و بنده گنهکارش .....

 
 
 
 
                                 
 
 
 
خدايا با من قهري ...!!!
بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است ...
- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
-  بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان ...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و منو صدا بزن ...
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم مي پرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله ...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم .....

بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد .....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده است ...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد ...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست ...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است ...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود ...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد
و باز هم ... !

امروز صبح که از خواب بيدار شدي ، نگاهت مي کردم؛ و اميدوار بودم که با
 
من حرف بزني ، حتي براي چند کلمه ، نظرم را بپرسي يا براي اتفاق
 
خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد ، از من تشکر کني. اما متوجه شدم که
 
خيلي مشغولي ، مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي و ............

 

نوشته شده توسط حمید فرجی در 15:5 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 آبان1386

گرامیداشت ملا جلال الدین محمد مولوی عارف ایرانی

                               جلال الدین محمد مولوی

                                       عارف بزرگ ایرانی

                              

                ۱-امسال دنیا هشتصدمین سالروز تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی را جشن گرفته است و به همین مناسبت در کشورهای مختلف و البته بیشتر از همه در ترکیه مراسم مختلفی برگزار شده است. . من با او و اشعارش از خیلی سال پیش اشنا بودم. اما با خواندن کتاب " پله پله تا ملاقات خدا" نوشته ی دکتر عبدالحسین زرین کوب خیلی بهتر و بیشتر با او آشنا شدم. می توان گفت برام قابل لمس تر شد.

                 ۲-غزلهای مولانا آکنده از شور و حیرت و حال است. ناله های یک روح در زیر تازیانه های سلوک. او اشعارش را از روی شاعری و قافیه سنجی نگفته بلکه این ها نجوای درونی یک روح طوفان زده است. داستان اولین ملاقات وی با شمس تبریزی بسیار شنیدنی است. و بعد از این گفتگوی کوتاه استکه مولانا پای از مدرسه بیرون می نهد و به وعظ و خطابه پشت پا زد ه و  و قــــار  زا هــــــــــد انه  را   کنـــاری   می نـــهد   و   یکسره   چشم   در   چشم    شمس الدین  گذاشته و گوش   در گوش او.

         زاهد  بودم  ترانه  گـویم   کردی                 سر فتنه ی بزم و باده جویم کردی

         سجاده  نشین  با  وقاری بودم                  باز یچه ی  کودکان  کــــویم  کردی

                     ۳-غزلهای مولانا از جهاتی در ادبیات ایران و جهان یگانه است.   اکنون او به قضاوت همه خارجیان اروپائی وآمریکایی وآسیائی برترین وبزرگترین شاعر جهان است . بسیاری از سنتهای مرسوم ادبی در آنها نادیده گرفته شده و صد البته همه ی این نادیده گرفتن ها هم آگاهانه بوده ٫نه از روی ناتوانی. غزلهای او از تنوع وزنی بسیاری برخوردار است. و نوعی طرب و شادی در وزن غزلهای وی احساس میشود.

من طربم ٫طرب منم ٫زهره زند نوای من         عشق میان عاشقان شیوه کند برای من

عشق چو مست و خوش شود٫ بیخود و کش مکش شود   فاش کند چو بیدلان بر همگان هوای من

ناز مرا بجان کشد٫ بر رخ من نشان کشد             چرخ فلک حسد برد٫ زانچه کند بجای من

           در سال ۱۳۸۳ کتابی به چاپ رسید با عنوان " کیمیا خاتون" نوشته ی سعیده قدس.که در عرض ۳ سال به چاپ هفتم خود رسیده است. این کتاب این کتاب به بخشی از زندگی واقعی مولانا نگاه میشود و بعد انسانی حیات او . با دانستن اینکه مولانا هم مثل همه ی انسانها زندگی خانوادگی و همراه با مشکلات خاص خودش را داشته او را در دیدگاه انسان بزرگتر جلوه میدهد. زیرا میبینیم که او هم انسانی بوده با همه  مشخصات انسانی ما. البته داستان این کتاب داستانی است خیال پردازانه از یک ماجرای واقعی. 

                 

         اگر  عالم  همه  پر خار  باشد                            دل عاشق همه گلزار باشد

          وگر بی کار گردد چرخ گردون                           جهان عاشقان پرکار گردد

          همه غمگین شوند و جان عاشق                     لطیف و خرم و عیار باشد

          به عاشق ده تو هر جا شمع مرده ست            که او را صد هزار انوار باشد

          وگر تنهاست عاشق نیست تنها                        که با معشوق پنهان یار باشد

          شراب عاشقان از سینه جوشد                         حریف عشق در اسرار باشد

          بصد وعده نباشد عشق خرسند                         که مکر دلبران بسیار باشد

          و گر بیمار بینی عاشقی را                                 نه شاهد بر سر بیمار باشد؟

          سوار عشق شو وز ره مینداز                             که اسب عشق بس رهوار باشد

          به یک حمله ترا منزل رساند                               اگر چه راه ناهموار باشد

       

نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:17 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 2 آبان1386

پس مراقب چشای من باش

تو این دنیای نامرد

 یه همسر نابینا بود که همسری داشت

آن نابینا همسرشو خیلی دوست می داشت

بهش می گفت:

اگه من دو تا چشم داشتم

واسه همیشه عاشقت می موندم

یه روز یه نفر پیدا شد که چشماشو به اوبده

آن همسر نابینا وقتی تونست همسرشو ببینه

دید که اونم چشم نداره

به همسرش گفت:

برو دیگه نمی خوامت

همسرش وقتی داشت می رفت گفت:

پس مراقب چشای من باش .....

نوشته شده توسط حمید فرجی در 5:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1 مهر1386

کنترل نگاه کلیدمهم کنترل شهوت:

چشم و چشم چرانی از دیدگاه اسلام عزیز  

یکی از گناهانی که در روایات زیادی از آن نهی شده است،ولی متاسفانه زیاد در جامعه دیده می شود،مسئله چشم چرانی و نگاه حرام به نامحرم است. ما, در این نوشتار سعی می کنیم این موضوع را از دیدگاه قرآن واحادیث به طور خلاصه بیان کنیم:

                   ۱- چشم چرانی اولين قدم انحراف: حضرت امام صادق (ع) فرمود:« النظره بعد النظره تزرع فی القلب الشهوه و کفی بها لصاحبه فتنه؛یعنی:چشم چرانی,تخم شهوت را در دل می کارد و چنین کاری برای نگاه کننده کافی است که منشا فتنه گردد.

             پیامبر اکرم(ص):«النظر سهم مسموم من سهام ابلیس ؛یعنی:نگاه "به نامحرم" تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است.» امیر المومنین علی (ع):«العیون مصائد الشیطان؛یعنی:چشم ها,کمین گاه های شیطان است.» همچنین فرمود:«اذا بصرت العین الشهوه,عمی القلب عن العاقبه؛یعنی:هرگاه چشم شهوت بین شد ,دیده ی عاقبت بینی دل کور می شود.»4

 

                 ۲-سفارش قرآن( کتاب عفاف)به کنترل نگاه: امام باقر(ع) فرمود:جوانی از انصار،در مدینه با زنی برخورد کرد،در آن زمان مقنعه ی زن ها تا پشت گوششان را می پوشاند  (گوش ها،گردن وصورت حجاب نداشت) جوان به آن زن خیره شد و چشم از او برنداشت تا عبور کرد.همین طور که با نگاه به پشت سرش آن زن را تعقیب می کرد،وارد کوچه ی تنگی شد.در این هنگام صورتش به استخوانی که از دیوار بیرون زده بود برخورد وشکاف برداشت.وقتی زن از او دور شد،نگاه کرد، دید خون به سینه و لباسش می ریزد،گفت:به خدا قسم نزد رسول خدا(ص) می روم و جریان را به عرض ایشان می رسانم.

            امام فرمود:آن جوان نزد پیامبر آمد.چون رسول خدا(ص)او را دید،فرمود:این چه وضعی است؟جوان موضوع را به اطلاع پیامبر رسانید.در این هنگام جبرئیل  این آیه را فرود آورد 5 :" به مومنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان)فرو گیرند،و عفاف خود را حفظ کنند؛این برای آنان پاکیزه تر است؛خداوند از آنچه انجام می دهند آگاست و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند،و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را –جزآن مقدار که نمایان است-آشکار ننمایند،و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)،و زینت خود را آشکار نسازن مگر برای شوهرانشان،یا پدرانشان یا...

 

                 ۳-ارزش چشمان پاک در اسلام:حضرت علی (ع) درباره ی مواظبت و محافظت از چشم ها فرمود:«لیس فی البدن شیء اقل شکرا من العین فلا تعطوها سولها فتشغلکم عن ذکر الله عزوجل؛یعنی:چیزی در بدن کم سپاس تر از چشم نیست، خواسته اش را برآورده نکنید که شما را از یاد خدا باز دارد.»

                رسول خدا(ص) چشمان با ارزش را این گونه توصیف می کنند:«کل عین باکیه یوم القیامه الا ثلاثه اعین:عین بکت من خشیه الله و عین غضت عن محارم الله و عین باتت ساهره فی سبیل الله ؛یعنی:همه ی چشم ها روز قیامت گریانند جز سه چشم:چشمی که از ترس خدا بگرید، چشمی که از نامحرم باز داشته شود و چشمی که در راه خدا (وپاسداری از کیان اسلام) شب زنده دار باشد.

                                             

نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:9 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1 مهر1386

مهر بو نترینم عزیز دلم خدا جونم دوست دارم

       

 

 

 ۱-گفتم: خداي من،دقايقی بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر ازدغدغهء ديروز بودو هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم،آرام برايت بگويم و بگريم،در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

         گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی ،که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودی،من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام .که تو اينگونه هستی. من همچون عاشقی که ،به معشوق خويش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.
         ۲- گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی،اينگونه زار بگريم؟
          گفت: عزيزتر از هر چه هست،اشک تنها قطره ای است که ،قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند، اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم ،تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود.
         ۳- گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم ،گذاشته بودی؟
          گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ ،فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسيد.
           ۴-گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟
            گفت: روزيت دادم تا صدايم کنی، چيزي نگفتی، پناهت دادم تا صدايم کنی، چيزی نگفتی، بارها گل برايت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برايم بگويی .آخر تو بندهء من بودی چاره ای نبود، جز نزول درد ،که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی.
           ۵-گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی؟
           گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايی ديگر، من اگر مي دانستم ،تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی، همان بار اول شفايت می دادم
           ۶-گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ...
            گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...
    خدايا به خاطر همه عناياتی که به ما داری ازت ممنونیم.
نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:5 |  لینک ثابت   •