تبليغاتX
معارف اسلامی و حقوق - تفریح و شادی

دوشنبه 18 آبان1388

افشای اسرار براندازان نرم"چطو ر پاي خوش سابقه‌تر ين افراد هم در مقاطعي می لغزد؟(1):

 

ا فشــا ی اسرار بر ا ند ا ز ان نرم  علي(ع) از فتنه مي‌گويد 
 
فتنه يعني مسئله‌اي كه نه فقط عوام بلكه گاهي خواص نيز در آن اشتباه مي‌افتند.
* وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي‌خوريد
 براي حفظ عشق بايد حتما به معرفت شناسي عشق توجه كرد، با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است با وزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو می شود. دوراني كه حكومت به اميرالمومنين رسيد، به لحاظ زماني شبيه دوران ما است.

      ۱- جنگهاي زمان حضرت علي(ع) هيچ يك از درگيري‌هاي زمان علي(ع) دعواي اسلام و كفر نبود همگي مصداق فتنه بود در هر 3 درگيري (جمل، صفين و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان هستند.
 افرادي كه براي اسلام شمشير زده و بارها تا مرز شهادت پيش رفته بودند.
درگيري‌ها سياسي بود كه بعد نظامي شد و 3 جنگ  بر علي(ع) تحميل شد.

       الف) فردي كه علي(ع) را ترور كرد كافر نبود جزء سربازان علي بود، مجاهدي رزمنده بود كه سابقه فعاليت در جبهه داشت. شمر كه سر حسين(ع) را بريد مجاهد بود، رزمنده‌اي بود كه 35 سال قبل جزو افسران حضرت امير(ع) بود ؛
        ب ) دشمنان علي(ع) در جمل از خوش‌سابقه‌ترين اصحاب پيامبر(ص) بودند.كساني كه حضرت امير(ع) مي‌فرمايد ما از كودكي و خردسالي با هم بزرگ شديم و در جبهه‌ها هميشه همه در كنار هم بوديم.طلحه و زبير بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص ديگر كيست؟ عايشه؛ ام‌المؤمنين و همسر پيامبر(ص). عايشه جزو نزديك‌ترين افراد به پيامبر(ص) بود.
        ج ) بايد بدانيم كه تا مرجع تقليد شويم در خطريم، ما مرجع تقليدي داشتيم كه مي‌خواست عليه امام خميني (ره) كودتا كند، مرجع تقليدي كه هم مقلد داشت و هم رساله.

    ۲- فتنه بروز عملي شبهه است :رسول خدا فرمود: علي پس از من اين امت به فتنه خواهند افتاد.حضرت امير(ع) مي‌فرمايد از پيامبر (ص) پرسيدم اين چه فتنه‌اي است، يعني همه كافر مي‌شوند؟
          پيامبر(ص) فرمود: نه بلكه  اين افراد بازي مي‌خوردند البته خود آنها نيز دلشان مي‌خواهد كه بازي بخورند.خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند. ممكن است كسي صادق باشد ولي بازي بخورد، ممكن است كسي پرشور و عاشق باشد ولي بازي بخورد، خوارج در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند.اما بزرگ اسلام علي(ع) را ترور کردند.
                                      
نوشته شده توسط حمید فرجی در 15:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 18 آبان1388

افشای اسرار براندازان نرم "چطو ر پاي خوش سابقه‌تر ين افراد هم در مقاطعي می لغزد؟(2)"

   ا فشــا ی اسرار بر ا ند ا ز ان نرم      

      علي(ع) از فتنه مي‌گويد

       ۳- شروع فتنه وپیشرفت ان:
            اول: ترديد يعني اينكه همه به شك مي‌افتند:
شروع فتنه از هواي نفس و بدعت نظري در مفاهيم است امام علي(ع) در خطبه 50 مي‌فرمايند شروع فتنه از دو جاست:یك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي؛ دوم شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است؛ يعني تغيير دادن اصول يا تحريف آن.
           دوم: اختلاف : خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمي‌كند . حضرت امير به مردم سفارش مي‌كند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنه‌ها تنها بگذاريدمي‌فرمايد اي مردم امام حاكم خود را در اين فتنه‌هاي تنها مگذاريد تا بعدها خود را سرزنش كنيد.

            سوم: بي‌ثباتي و تزلزل در ايمان
           چهارم: گم كردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛بيعت‌كنندگان با علي(ع) سه جنگ را به ايشان تحميل كردند. بزرگان اسلام در زمان پيامبر بر سر قدرت با اميرالمومنين درگير شدند. 
                     الف)  طلحه و زبير سهم بيشتري از بيت‌المال از امام مي‌خواستند.
                        ب)  فتنه‌گران از همسر پيامبر براي رهبري شورش استفاده كردند.بناي امام در مواجهه با فتنه‌گران در ابتدا گفتگو و نصيحت بود اما آنها بناي ديگري داشتند
                        ج) اطرافيان زبير اجازه گرفتن تصميم درست را از او گرفتند .حضرت امير تلاش كرد به هر ترتيب زبير را بازگرداند
           پس از جنگ حضرت امير(ع) فرمود: جناب عايشه را با احترام برگردانيد. در روايات آمده كه جناب عايشه آنجا اظهار پشيماني كرد.

                                همه ا ين مطا لب را گفتم  تا متوجه شو يد چطو ر مي‌شود كه
 
                                         پاي خوش سابقه‌ترين افراد هم در مقاطعي بلغزد.
 
                                                    والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته.

                                                                    منبع: فارس
                                          
نوشته شده توسط حمید فرجی در 15:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 11 آبان1388

خطور افكار شيطانى و رحمانى در ذهن انسان :

                     خطور افكار شيطانى و رحمانى در ذهن انسان   
        يكى از بحثهايى كه در علم كلام مطرح است اين است كه گاهى به ذهن انسان القائاتى مى شود و مطالبى خطور مى كند كه بعضى وقتها خوب است و انسان را دعوت به نيكيها و اعمال صالح مى كند و بعضى وقتها انسان را به ارتكاب معصيتى مى خواند. در اصطلاح كلامى به اين القائات «خاطر» گفته مى شود و در آنجا بحث مى كنند كه آيا اين دو خاطر از كجاست؟

       بسيارى از متكلمان گفته اند: آن خاطرى كه به طاعت خدا دعوت مى كند، از جانب خداست و آن خاطرى كه به معصيت دعوت مى كند، از جانب شيطان است.(2)
و در بيان ماهيت آن گفته شده كه خاطر همان حروف و اصوات خفيه است و فلاسفه گفته اند كه آن تصور حروف و اصوات است مانند صورتهايى كه در آينه نقش مى بندد.(3)
در روايات نيز به اين دو خاطر اشاره شده است:
قال رسول الله (ص): للشيطان لمة بابن آدم و للملك لمة فاما لمة الشيطان فايعاد بالشر و تكذيب بالحق و اما لمة الملك فايعاد بالخير و تصديق بالحق(4)
پيامبر فرمود: براى شيطان تماسى با فرزند آدم است وبراى فرشته نيزتماسى با اوست. تماس شيطان وعده دادن به شر و تكذيب حق است و تماس فرشته وعده دادن به خير و تصديق حق است.
كار او تنها وسوسه است و شخص با ايمان وقتى چند بار با آن مبارزه كرد ديگر مخالفت با آن كار دشوارى نخواهد بود و لذا در روايتى آمده است كه شيطان در مقابل پيامبر اسلام تسليم شده بود.
عن ابى عبدالله (ع) قال: ما من قلب الاّوله أذنان على احدهما ملك مرشد و على الاخرى شيطان مفتنّ هذا يأمره و هذا يزجره الشيطان يامره بالمعاصى و الملك يزجره عنها
امام صادق (ع) فرمود: قلبى نيست مگر اينكه داراى دو تا گوش است بر يكى از آنها فرشته اى هدايت كننده است و بر ديگرى شيطانى فتنه گر است يكى او را امر مى كند و ديگرى نهى مى كند شيطان او را به گناهان امر مى كند و فرشته او را از گناهان باز مى دارد.
به راستى كه انسان وقتى به خود مى آيد و درست مى انديشد، اين دو نيرو را در مقابل خود احساس مى كند گاهى از درون دعوت به خير مى شود و گاهى از درون دعوت به شر مى شود اولى القائاتى از جانب خداوند است و دومى همان وسوسه هاى شيطانى است كه ذكر آن در قرآن كريم آمده است.
ـــــــــــــــــــــــــــ.
1 - بحارالانوار ج 17 ص 44
2- درباره «خاطر» و رابطه آن با شناخت رجوع شود به: شيخ طوسى ، تمهيد الاصول ص 202 و سيد مرتضى، شرح جمل العلم و العمل ص 129
3- تفسير فخر رازى ج 5 ص 4
4- كنزالعمال ج 1 ص 246
منبع:تبیان

نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 آبان1388

جايگاه حقوق اسلامي در نظم حقوقي :



موضوع : فقه مدنی


دكتر ناصر كاتوزيان

مثال را از متعارفترين بحثهاي سنتي مي آوريم: خيارات يكي از مفصل ترين بخشهاي سنتي در قانون مدني است (مواد ۳۹۶ _۴۵۷). ارث نيز تفصل اين باب كمك فراوان كرده است (مواد ۱۵۳ _ ۲۵۷). با وجود اين, درباره چگونگي ارث خيار حكمي در اين مواد ديده نمي شود. همين اندازه مي دانيم كه خيار هم ميراثي است كه, در زمره ساير حقوق مالي, به بازماندگان صاحب آن مي رسد (ماده ۴۴۵ق.م.) ولي, حكمي نداريم كه چگونگي توزيع اين حق را نشان دهد: آيا خيار حق تبعي است و همراه با بخش مادي تر كه به ميراث مي رسد؟ آيا سهم هر يك از وارثان برابر با سهم او از تركه مي شود يا خيار تجزيه ناپذير است؟ آيا اعمال اين حق منوط به اتفاق وارثان است يا هر كدام صلاحيت اجراي تمام حق را دارد/


و نگاه اجمالي به انديشه هاي حقوقي و ادبيات آن نشان مي دهد كه قلمرو اجراي حقوق اسلامي تا چه اندازه استعداد گستردگي دارد. منتها, در اين زمينه بايد به چند نكته مهم توجه داشت:

۱ _ آنچه از فقه استنباط و به نظم حقوقي افزوده مي شود نبايد با متن و روح قوانين تعارض داشته باشد؛ براي مثال, اگر به نقصي در قوانين اجاره محل كسب برخورد شود, نمي توان به استناد اصل ۱۶۷ ق.ا. حكمي از فقه استخراج كرد كه نتيجه آن نامشروع بودن حق سرقفلي يا الغاي حق تقدم در اجاره مستاجر يا امكان تخليه مستاجر با حسن نيت در پايان مدت اجاره باشد؛ يا در نقصي كه قانون تجارت در اداره شركتها دارد به حكمي از فقه استناد كرد كه شركت را جايز مي شمرد يا شخصيت حقوقي شركت را نمي شناسد؛ يا در مبحث شروط, نقص قانون را به حكمي جبران كرد كه شرط ابتدايي يا مستقل از عقد را باطل بداند يا نتيجه آن بطلان عقد در اثر بطلان شرط نامقدور باشد يا در شرط فعل به محض تخلف متعهد به مشروط له حق فسخ بدهد... و مانند اينها.

۲_ نبايد اين داعيه را در سرپروراند كه قانون در هر زمينه كه ناقص باشد با استناد به منابع معتبر اسلامي و فتاوي معتبر مي توان به تكميل آن پرداخت. گسترش مسائل مستحدث به اندازه اي است كه بايد قصور طبيعي فقه را در برابر آن پذيرفت. دادرس ناچار است به اجتهادهاي تازه دست زند و به دشواريهاي عصر خود بينديشد و با منابعي كه در دسترس دارد حكم مورد نياز را به دست آورد. ولي, اشكال در اين است كه در پاره اي زمينه ها مباني نيز حادث است. نمونه اين اشكال را در تنظيم روابط كارگر و كارفرما دريافتيم, چندان كه شوراي مصلحت نظام ناچار شد سنتها را ناديده بگيرد و بدعت تدوين قانون را بر دوش نهد.

۳_ اين ادعا كه عقل محض مي تواند تمام اين كمبودها و كوتاهي قهري و طبيعي را جبران كند در جهان كنوني با شكست روبه رو شده است. از داوريهاي عقل نمي توان نظام حقوقي كامل و آرماني ساخت. به همين جهت, پيروان حقوق طبيعي نيز از بلندا پروازيهاي گذشته دست كشيده اند وبخش مهمي از نظم آرماني را به حقوق وضع شده دولتها و عرف و قواعد اجتماعي واگذار كرده اند. مقتضاي عقل مستقل يا بناي عقلا نيز بر اعتماد به تجربه و رعايت مصالح و منافع است. تمام آنچه را در اين تلاش عقلي و تجربي به دست مي آيد شرع تنفيذ مي كند تا عصايي براي حركت بسازد. به بيان ديگر, شرع نيز به ما حكم مي كند كه به نيروي تفكر و تجربه در مسيري كه براي حركت انسان نشان داده است ابزارها و وسايل متناسب را انتخاب كنيم و توكل, ما را از تلاش باز ندارد. اين راه ويژه مومنان نيست و هر خردمند ديگري نيز آن را مي پيمايد. هر چند اعتقادي به اسلام و حتي خداوند نداشته باشد؛ تفاوت تنها دراين است كه مخلصان و مومنان نمي توانند از مسير عمومي شرع تجاوز كنند و قاعده اي برگزينند كه مخالف با احكام آن باشد.

در واقع, بايد انصاف داد كه, با افزودن عقل مستقل بر منابع شرعي, عقل در استخدام شرع درآمده تا ابزار حركت آن در تاريخ باشد. كمال شرع در اين نيست كه تمام راه حلها را آماده داشته باشد و از پيروان خود تنها اطاعت بخواهد, هدف نهايي شرع تربيت انسان و كمال تربيت در پرورش استعدادها است؛ در اين است كه انسان در پرتو وحي به گونه اي هدايت شود كه با چراغ عقل و با پاي خود راه پرپيچ و خم تاريخ را بپيمايد.
نوشته شده توسط حمید فرجی در 17:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 آبان1388

چرا خدا به شيطان اجازه وسوسه داد؟

چرا خدا به شيطان اجازه وسوسه داد؟




آنگونه كه از آيات قرآنى استفاده مى شود، شيطان، پس از رانده شدن از درگاه الهى، از خداوند مهلت خواست و خدا تا وقت معينى به او مهلت داد و شيطان پس از مهلت يافتن، اظهار داشت كه فرزندان آدم را وسوسه خواهد كرد و آنها را وادار به انجام كارهاى بد خواهد نمود. به آيات زير توجه كنيد:
قال رب فانظرنى الى يوم يبعثون قال فانك من المنظرين الى يوم الوقت المعلوم قال رب بما اغويتنى لأزينن لهم فى الارض و لأغوينهم اجمعين الاّ عبادك منهم المخلصين (حجر / 40 - 36)
(شيطان) گفت: پروردگارا تا روزى كه مبعوث مى شوند به من مهلت بده خداوند گفت: تو از مهلت داده شده گانى تا روز وقت معين. شيطان گفت: پروردگارا به سبب اينكه تو مرا گمراه نمودى ، (اعمال فرزندان آدم را) براى آنها زينت خواهم داد و همگى آنها را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان خالص تو را.
نظير همين مطلب در آيه 119 از سوره نساء چنين است: وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّينَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيغَيرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ يتَّخِذِ الشَّيطَانَ وَلِيا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا(النساء/119)
"و آنها را گمراه مي‌کنم! و به آرزوها سرگرم مي‌سازم! و به آنان دستور مي‌دهم که (اعمال خرافي انجام دهند، و) گوش چهارپايان را بشکافند، و آفرينش پاک خدايي را تغيير دهند! (و فطرت توحيد را به شرک بيالايند!)» و هر کس، شيطان را به جاي خدا ولي خود برگزيند، زيان آشکاري کرده است."
امام صادق (ع) فرمود: قلبى نيست مگر اينكه داراى دو تا گوش است بر يكى از آنها فرشته اى هدايت كننده است و بر ديگرى شيطانى فتنه گر است يكى او را امر مى كند و ديگرى نهى مى كند شيطان او را به گناهان امر مى كند و فرشته او را از گناهان باز مى دارد
حتى در جايى ديگر خداوند خود به شيطان اجازه اغوا و وسوسه گرى فرزندان آدم را مى دهد و در پاسخ شيطان كه از گمراه ساختن فرزندان آدم خبر مى دهد ، مى فرمايد: و استفزز من استطعت منهم بصوتك و اجلب عليهم بخيلك و رجلك و شاركهم فى الاموال و الاولاد و عدهم و ما يعدهم الشيطان الاّ غروراً (اسراء/64)
هر كس را از فرزندان آدم مى توانى با صداى خود بلغزان وبا سواره و پياده خود بر آنان حمله كن و با آنها در اموال و اولاد شركت كن و به آنها وعده بده و شيطان جز فريب نويدشان نمى دهد.
اكنون بايد ديد كه چرا خداوند به شيطان اجازه داد كه فرزندان آدم را وسوسه كند و زمينه گمراهى آنها را فراهم سازد؟
در پاسخ مى گوييم: خداوند انسان را آفريد وبه او اختيار و آزادى انتخاب داد به طورى كه انسان در انتخاب خير و شر آزاد است او مى تواند راه انبياء را در پيش گيرد و به سعادت ابدى برسد و مى تواند از خدا و پيامبر فاصله بگيرد و به گناه و معصيت و شرّ روى آورد.در اين ميان خداوند با ارسال پيامبران و كتب آسمانى، انسان را به سوى خير دعوت كرد لازم بود نيرويى هم باشد كه انسان را به سوى شر و بديها دعوت كند تا آزادى انسان در اختيار و انتخاب از بين نرود و او بر سرد و راهى قرار بگيرد آنگاه با انتخاب راه درست ، كمال خود را به ثبوت برساند.بنابراين، وسوسه هاى شيطان براى افراد باايمان نه تنها زيانبخش نيست بلكه باعث تكامل بيشتر آنهاست و انتخاب راه خدا با وجود وسوسه هاى شيطان ، بسيار ارزشمند است و افراد با ايمان با مبارزه با وسوسه هاى شيطان به مراتب بالايى از كمال مى رسند.اساساً وجود دشمن ، انسان را آماده تر و قويتر مى سازد و او را وادار مى كند كه از تمام امكانات خود استفاده كند و در عزم و اراده خود ثابت قدم باشد.
ضمناً توجه كنيم كه وسوسه شيطان در حد الزام و اجبار نيست و شيطان هرگز نمى تواند و اجازه ندارد كه انسان را به ارتكاب گناه و معصيت مجبور كند. كار او تنها وسوسه است و شخص با ايمان وقتى چند بار با آن مبارزه كرد ديگر مخالفت با آن كار دشوارى نخواهد بود و لذا در روايتى آمده است كه شيطان در مقابل پيامبر اسلام تسليم شده بود.(1) يعنى آن حضرت آنقدر با شيطان مخالفت كرده بود كه ديگر شيطان از وسوسه كردن او دست كشيده بود و در قرآن كريم آمده است كه شيطان بر مؤمنان تسلط ندارد:
انه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربهم يتوكلون انما سلطنه على الذين يتولونه(نحل /99 - 100)
همانا شيطان را بر كسانى كه ايمان آورده اند و بر پروردگارشان توكل كردند، تسلطى نيست. تسلط او تنها بر كسانى است كه ولايت او را پذيرفته اند.
همچنين در جاى ديگر از زبان شيطان نقل مى كند كه در روز قيامت در پاسخ كسانى كه شيطان را مسؤل گمراهى خود مى شمارند ، خواهد گفت:
و ما كان لى عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لى فلا تلو مونى و لو موا انفسكم (ابراهيم / 22)
مرا بر شما تسلطى نبود جز اينكه شما را دعوت كردم و شما مرا اجابت نموديد پس مرا مذمت نكنيد بلكه خود را مذمت كنيد.خلاصه اينكه وسوسه شيطان الزام آور نيست و همين وسوسه گرى هم موجب پيشرفت و تكامل مؤمنان است.
نوشته شده توسط حمید فرجی در 17:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 10 آبان1388

استراق سمع و شنود مکالمات تلفن های همراه:

                                            

       امروزه با پیدایش تلفن های همراه شیوه های جدید و کاراتری جهت شنود مکالمات و استراق سمع  های محیطی به کار گرفته می شود. تلفن همراه  دارای یک میکروفون  بسیار حساس است که  فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.

     ۱- هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه :

       ۱-  این دستگاه ها به خریداران امکان می دهد که به راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را به میکروفون مخفی خود تبدیل و کلیه مکالمات وی در محل کار ، منزل و یا حتی در جمع دوستان را  به راحتی شنود نمایند.

       ۲ - البته فعال کردن این نوع سیستم ، عموماً نیاز به نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد که این عمل ممکن است از طریق ارسال پیامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.

      ۳- در صورتی که مهاجم بخواهد از ارسال پیامک برای نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ،  پیامکی عمومی مانند تبریک سال نو  ارسال می کند و  با  صرف بازکر دن  پیامک میکروفون مخفی نصب میشود.

         با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه می تواند باشد

          که حتی در صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز می تواند امواج صوتی را

                             از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.

        ۳-  این دستگاه ها قادربه دسترسی به  تمامی بخش های تلفن همراه از قبیل یادداشت های شخصی ، پیام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... می باشند.

    ۲- توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس :

        1. در صورتی که  سیستم جاسوسی توسط یک شرکت سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری وخصوصی که اطلاعات با ارزشی ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.

       ۲- پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.

       ۳- Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.

       ۴- اطلاعات حساس مانند رمز عبور بانکی ، شماره حساب و ... را در تلفن همراه ذخیره ننمایید.

       ۵- در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.

      ۶- تلفن های همراه قدیم به دلیل فضای حافظه اندک از امنیت بالاتری نسبت به تلفن های جدید برخوردار هستند.

                                               

نوشته شده توسط حمید فرجی در 15:23 |  لینک ثابت   • 

شنبه 9 آبان1388

چگونه مي‌توان از سحر و جادو، و اثرات آن در امان ماند؟

 

پرسش:
چگونه كسي مي‌تواند از سحر و جادو، مصون بماند و چگونه مي‌تواند از اثرات آن در امان ماند؟

پاسخ:

راههاي جلوگيري از سحر:

 آنچه از مجموعه آيات و روايات بدست مي‌آيد آن است كه با توكل و استعانت به درگاه ربوبي و پناه بردن به تعويذات قرآني مي توان به نتايج مثبت دست يافت مثل قرائت آيات 54 تا 56 سوره اعراف:

إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ في سِتَّةِ أَيّامٍ ثُمَّ اسْتَوي‏ عَلَي الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ اْلأَمْرُ تَبارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ.

پروردگار شما، خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران‏)آفريد؛ سپس به تدبير جهان هستي پرداخت؛ با (پرده تاريك) شب، روز را مي پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حركت است؛ و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد، كه مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر بركت (و زوال ‏ناپذير) است خداوندي كه پروردگار جهانيان است![i]

ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ

پروردگار خود را (آشكارا) از روي تضرّع، و در پنهاني، بخوانيد! (و از تجاوز، دست برداريد كه) او متجاوزان را دوست نمي‏دارد![ii]

وَ لا تُفْسِدُوا فِي اْلأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ.

و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد، و او را با بيم و اميد بخوانيد! (بيم از مسؤوليتها، و اميد به رحمتش. و نيكي كنيد) زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است![iii]

و يا  دو سوره آخر قرآن [معوذتين].

 بعضي از اين تعويذات در باب سوم از ابواب ملحقات كتاب مفاتيح الجنان ـ تاليف مرحوم شيخ عباس قمي آمده است.

البته اين موضوعي نيست كه صد در صد نتيجه بخش باشد چون بالاخره ساحران نيز با قدرت و اراده و وسائلي كه در اختيار دارند مي‌توانند موثر واقع شوند.

بنابراين دعا و تضرع به درگاه خداوند و توسل و تعويذ به سوره‌ها و آيات قرآن براي كساني كه در معرض خطر ساحران مي‌باشند، توصيه مي‌گردد.

خلاصي از سحري كه الان شخص گرفتار آن است:

 در كتب روائي تعويذاتي آمده است كه از آن جمله، دو سوره آخر قرآن است و بعضي از اين تعويذات در كتاب مفاتيح الجنان ـ در  همان آدرس بالا آمده است.

در عين حال براي رفع افسون مي‌تواند به افرادي كه توانائي باطل كردن سحر را دارند مراجعه نمود و اگر چه انجام سحر حرام است ولي براي باطل كردن اثر سحر ديگري كه موجب اذيت يا ضرر مسلمان است، مجاز و لازم مي‌باشد. حتي در ذيل آيه 102 سوره بقره“ما أُنْزِلَ عَلَي الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّي يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ.

" (يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل »هاروت« و »ماروت«، نازل شد پيروي كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براي آشنايي با طرز ابطال آن، به مردم ياد مي‏دادند. و) به هيچ كس چيزي ياد نمي‏دادند، مگر اينكه از پيش به او مي‏گفتند: »ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)« ولي آنها از آن دو فرشته، مطالبي را مي‏آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايي بيفكنند؛ ولي هيچ گاه نمي‏توانند بدون اجازه خداوند، به انساني زيان برسانند. آنها قسمتهايي را فرامي‏گرفتند كه به آنان زيان مي‏رسانيد و نفعي نمي‏داد. و مسلما مي‏دانستند هر كسي خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اي نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مي‏دانستند!"[iv]

” بسياري از مفسرين گفته‌اند كه اصلاً هاروت و ماروت آن علوم غريبه را براي اين به روي زمين آورده‌اند كه انسان‌ها را از شر سحر شياطين و دوستانشان، خلاصي بخشند.

حتي بعضي از  بزرگان ديني نظر داده‌اند كه: در صورتي كه كسي در معرض گرفتاري به سحر يك ساحري است مي‌تواند قبل از گرفتاري و براي جلوگيري از ابتلاء به ساحراني كه توانائي جلوگيري را دارند مراجعه نمايد.

توجه به قضيه ذيل كه در بعضي تفاسير و كتب روايي در اين رابطه نقل شده است جالب مي‌باشد:

نقل است كه مردي يهودي رسول خدا (ص) را جادو كرد و آن حضرت بيمار شد، جبرئيل دو سوره معوذتين را نازل كرد و گفت: مردي يهودي تو را سحر كرده و سحر مذكور در فلان چاه است، رسول خدا (ص) علي (ع) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره‌هاي آن را باز نموده، براي هر گره يك آيه بخواند، علي عليه السلام هر گرهي را كه باز مي‌كرد يك آيه را مي‌خواند، به محضي كه گره‌ها باز و اين دو سوره تمام شد، رسول خدا (ص) برخاست، گويا پاي‌بندي از پايش باز شده باشد.[v][vi]



[i]سورهاعراف، آيه 54

[ii]سورهاعراف، آيه 55

[iii]سورهاعراف، آيه 65

[iv]سوره بقره، آيه 102

[v] تفسير الميزان، جلد 20، ذيل تفسير سوره فلق، به نقل از “الدر المنثور" و بعضي از منابع شيعه.

[vi] براي اطلاع بيشتر به تفسير سوره‌هاي معوذتين و ‌آيه 103 سوره بقره مراجعه نمائيد.

 


منبع: پايگاه حوزه16881688
نوشته شده توسط حمید فرجی در 16:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 4 آبان1388

جنگ نرم - برا ندازی نرم ( تو سط منا فقین د ا خلی ):

         واژه "جنگ نرم" از آن جمله کلماتي است که مقام معظم رهبري در فرهنگ سياسي امروز جامعه وارد نموده ا ند. لزوم توجه به رهنمودهاي روشنگرانه آقا بايد ما را بر آن دارد تا بدون فوت وقت  وارد عرصه جهاد و مبارزه شو يم.
        ۱ -  خطرغفلت ازمهاجمان جنگ نرم: مطمئنا هر لحظه درنگ و ترديد ما، خسارات بيشتري را به داشته هاي گرانبهاي ديني، اعتقادي، فرهنگي وملي مردم ايران اسلامي وارد مي نمايد و تيشه را به ريشه استقلال و آزاديمان مي زند.
        ۲ - افسران وفرماندهان سپاه اسلام برا بردشمن نرم: ناقوس اين جنگ مدتهاست به صدا در آمده است. آن روز که رهبر عزيز انقلاب در خصوص شبيخون بي رحم فرهنگي هشدار دادند و همگان را به هوشياري و راهنمايي نمودند، ناقوس جنگ نرم بر عليه نظام جمهوري اسلامي ايران نواخته شده بود و همت همه را براي توجه ويژه به اين موضوع مي طلبيد.
      دا نشجو يان افسران جو ان و اساتيد دانشگاه فرماندهان جبهه حق اند. : و توصيه ايشان به هوشياري تاکيد بر عملياتي نمودن کرسيهاي آزاد انديشي در دانشگاه ها، از جمله استراتژيهاي سرنوشت ساز است.
       ۳- بي بصيرتي و ساده انگاري مساوی با براندازی نظام :  فرمان جهاد نيز سالهاست صادر شده است، اما بي بصيرتي، ساده انگاري و حتي انحراف برخي از عناصر جبهه حق باعث گرديده تا مجموعه خواص جبهه باطل همچنان اميدوارانه به توطئه و ايراد خسارت بر پيکر فرهنگ و نظام مردميمان وارد نمايند.
      
      ۴-راههای حمله نرم دشمنان : آ مريکا و برخي کشورهاي اروپايي در کودتاها و انقلاب هاي مخملي ، برجنگ هاي رواني، تهاجم رسانه اي، تشکل و گروهها و احزاب تکيه مي کنند.
      ۵ -  نقشه پردازان اينگونه تحرکات و خصوصیات سربازان آنها: به دنبال کساني هستند که از صفات مشخص برخوردار باشند:
              1) جاه طلبي و خود خواهي
              2) قدرت طلبي و تکبر سياسي
              3) ضعف در ايمان و باورها
              4) علاقه فراوان به ثروت
                                                                                                                                                                                                  5) حقارت در برابر قدرت آمريکا و اروپايي ها و نداشتن اعتماد به نفس
              6) تقليد و پذيرش الگوهاي غرب»
انطباق خصوصيات فوق  با جريانهاو شخصيتها یي که در جريان انتخابات مردود شدند، نشانه بدي از کودتايي بود که هر چند شکست خورد اما بايد دولتمردان، نخبگان و مردم اقدام لازم را بکنند.عکس العمل ديرهنگام و واکنش هاي تند و سطحي چاره نهايي کار نيست.
نوشته شده توسط حمید فرجی در 15:43 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 3 آبان1388

راه امام خمینی ومدعیان دروغین یا منافقان برانداز نظام:



    امروز بعضی به نام حمایت از راه امام خمینی

                علیه ارمان های ایشان

      یعنی ولایت فقیه وحکومت اسلامی

                        عمل میکنند

                   اما کور خوانده اند

نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 3 آبان1388

* نماز اول وقت ** نماز اول وقت ** نماز اول وقت ** نماز اول وقت ** نماز اول وقت *

* نماز اول وقت *

واقعا اينقدر زندگيمون پيچيده شده كه حتي يه كار مستحب ارزنده رو كه همه توصيه كردن كه انجام بديم رو ، انجام نميديم !

 " نماز اول وقت "

چكار كنيم كه نماز اول وقت بخونيم ؟

طبيعي است پاسخ فقهي آن ترك هر عملي به احترام نماز است !

چرا بايد نماز صبح بيشترمون قضا بشه ؟

چرا كاهلي كنيم ؟

مگه آقا رو نماز اول وقت تاكيد نكردن ؟

نوشته شده توسط حمید فرجی در 14:7 |  لینک ثابت   •